تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
پس لشكريان - با اجازهء خداوند - دژهاى مردم ، زيور حاكمان ، عزت دين و راه‌هاى امنيت هستند و بدون آنان ، ملت استوار و پابرجاى نيست . آن‌گاه سپاهيان بدون آنچه خداوند از خراج بر ايشان معين نموده ، استوار نخواهند بود . خراج نيروبخش آنان در نبرد با دشمنان‌شان ، تكيه‌گاه سامان بخشيدن به كارهاىشان و پشتوانه رفع نيازهاىشان است . سپس اين دو گروه - ملت و سپاهيان - جز با كمك قاضيان ، كارگزاران و نويسندگان استوار نخواهند بود ؛ زيرا بستن قراردادها و جمع‌آورى منافع از طريق آنان است و در انجام هر كار خصوصى و عمومى به آنان اعتماد مىشود . و كار همهء اين‌ها جز به بازرگانان و صنعتگران سامان نمىيابد ؛ با تلاشى كه آنان در جهت رفع نيازها و بر پا داشتن بازار و بىنياز كردن مردم از انجام كارهايى كه ديگران به آن‌ها نمىپردازند انجام مىدهند . آن‌گاه طبقه پايين‌تر از نيازمندان و بيچارگانى كه خداوند بخشش و كمك به آنان را واجب كرده است و براى هر يك به اندازهء سامان زندگىاش حقى است و زمامدار از عهدهء حقوقى كه خداوند در اين راستا بر دوش او نهاده به شايستگى بيرون نمىآيد ، مگر با تلاش ، يارى خواستن از خدا و آماده نمودن خويش بر پيروى از حق و پايدارى بر آن در تمامى موارد كوچك و بزرگ . آن‌گاه خيرخواه‌ترين افراد براى خدا و پيامبرش و امام تو و پاكدامن‌ترين و بردبارترين آنان در نزد خود را به فرماندهى سپاهيانت بگمار ؛ كسانى كه به كندى خشمگين مىشوند ، با پوزش آرامش مىيابند ، با ناتوانان مهربان و بر نيرومندان مسلط است و كسى كه تندى و خشونت او را برنمىانگيزد و ناتوانى وى را بازنمىدارد . سپس شرافتمندان و برخورداران از خانواده‌هاى شايسته و پيشينه درخشان و در مرتبه بعد دلاوران ، شجاعان ، سخاوتمندان و بزرگ‌منشان را به خود نزديك گردان ؛ چرا كه آنان مجموعه‌اى از بزرگوارى و شعبه‌اى از نيكىها هستند . آن‌گاه چون پدر و مادر كه به فرزندان‌شان مىرسند ، در نبود آن‌ها به كارهاىشان رسيدگى كن و هرگز آنچه براى تقويت‌شان انجام مىدهى ، بزرگ نشمار و هيچ مهربانى و لطفى - هر چند اندك - را كه براى سامان امورشان انجام مىدهى ، ناچيز ندان ؛ زيرا آن‌ها را به خيرخواهى و خوش‌بينى نسبت به تو وامىدارد . و رسيدگى به نيازهاى خُردشان را با تكيه بر نيازهاى اساسى رها نكن ؛ زيرا مهربانى اندكت جايگاهى دارد كه از آن سود مىبرند و نيازهاى بزرگ و اساسى محلى دارد كه از آن بىنياز نمىشوند .