نيكوكار و بدكار را نزد خود در يك درجه و مقام يكسان قرار نده ؛ زيرا اين كار سبب بىميلى نيكوكاران به نيكوكارى و عادت نمودن بدكاران به بدكارى مىگردد . و بدان كه ، هيچ چيز بيش از نيكى زمامدار به مردم و كاهش هزينهها و كارهاى ناخوشآيند از آنان سبب خوشبينى حاكم نسبت به مردم نمىگردد ، پس در اين كارها بكوش تا به مردم خوشبين شوى ؛ چرا كه گمان نيكو به مردم ، اندوههاى بسيارى را از تو مىزدايد و شايستهترين شخص به خوشبينى تو نيكوكارى است كه عملكردت نزد وى نيكو باشد و سزاوارترين شخص به بدبينى كسى است كه عملكردت نزد وى بد باشد ، پس جايگاه هر يك را بشناس . و با سنت شايسته صالحان پيش از خود كه سبب الفت و سامان كارهاى تودهء مردم مىشود ، مخالفت نكن و سنتى را پايهگذارى نكن كه به يكى از سنتهاى عدالتگستر پيش از تو زيان وارد كند ؛ كه در اين صورت پايهگذار آن سنت پاداش مىبرد و به مقدارى كه آن را نقض كنى ، گناهش بر توست . و در تثبيت سنتهاى عدالت در جايگاه مناسب و بر پاى داشتن آنها - آنگونه كه مردم اصلاح شوند - با دانشمندان بسيار مذاكره كن و با حكيمان بسيار به مناظره و گفتگو بپرداز ؛ چرا كه آن حق را زنده مىگرداند و باطل را مىميراند و براى راهنمايى مردم به صلاح و خوبى كافى است ؛ چرا كه سنت شايسته و صالح از ابزارهاى شناخت حق و راهنماى اهل حق به راه پيروى و اطاعت از خداست .
شناخت طبقههاى مردم
بدان كه ، مردم پنج طبقهاند كه برخى از اين طبقهها جز به وسيلهء برخى ديگر اصلاح نمىگردند . از آن طبقات : 1 - نظاميان ، 2 - همكاران حاكم - از قاضيان ، كارگزاران ، نويسندگان و همانند آنان - ، 3 - خراجدهندگان از اهل زمين و ديگران ، 4 - بازرگانان و صنعتگران 5 - طبقهء پايين كه نيازمندان و بيچارگان هستند .
نظاميان - با اجازهء خدا - نگهبان رعيت ، زيور حكومت ، عزت اسلام ، سبب امنيت و حفاظت ملت هستند و پايدارى ارتش تنها به وسيلهء سهمى است كه خداوند از ماليات و غنايم براى آنان قرار داده است ، كه با آن بر نبرد با دشمنان نيرومند مىشوند و در سامان بخشيدن به وضع خود و خانوادهشان به آن تكيه مىكنند .
و لشكريان و مالياتدهندگان جز با قاضيان ، كارگزاران و ثبت كنندگان ماليات پايدار نخواهد ماند ، كه به كارهاىشان همت گمارند و منافعشان را گردآورى كنند و امنيت عوام و خواصشان را برقرار سازند . و قوام همه آنها به بازرگانان و صنعتگران است كه آنها را از صنايع خويش بهرهمند مىسازند و با بازارشان زندگى آنان را سامان مىدهند و از انجام كارها و ساختن صنايع به دست خود ، آنان را بىنياز مىكنند ؛ صنايعى كه گروههاىشان به دست آنان نمىرسانند .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 621
مساهمون: السيد البروجردي
ص٦٢١