1064 - 32277 - ( 24 ) محمد بن سنان مىگويد : « از امام صادق عليه السلام دربارهء كارهاى حكومتى و وارد شدن در ميان آنان و دربارهء آنچه بر آنان است به خاطر اعمالشان سؤال كردم . امام عليه السلام فرمود : هنگامى كه به برادرانش رسيدگى و كمك و به ستمديده خدمت كند و به فرياد بيچارگان و غمديدگان حوزهء فرماندارىاش برسد ، اشكال ندارد . »
1065 - 32278 - ( 25 ) حلبى مىگويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : يكى از برادران ما در ديوان حكومت كار مىكند . پس به برخى مناطق مىروند و غنايمى به دست مىآورند . امام عليه السلام فرمود : حقوق برادرانش را از آن بپردازد ! »
1066 - 32279 - ( 26 ) احمد بن زكرياى صيدلانى از يكى از افراد بنى حنيفه از اهل بست و سجستان نقل مىكند كه گفت : « در آغاز خلافت معتصم عباسى سالى كه امام جواد عليه السلام در آن حج بجا آورد ، با امام عليه السلام همراه شدم . يك روز هنگام غذا خوردن كه گروهى از نزديكان خليفه حاضر بودند ، به حضرت گفتم : والى و حاكم ما مردى از دوستداران و محبان شما اهل بيت است و من مقدارى ماليات به وى بدهكار هستم . فدايت گردم ! اگر مصلحت مىدانيد ، نامهاى به وى بنويسيد و سفارش كنيد با نيكى با من رفتار كند !
امام عليه السلام فرمود : من او را نمىشناسم !
گفتم : « فدايت گردم ! همانگونه كه گفتم ، وى از دوستداران شما اهل بيت است و نامهء شما نزد وى براى من سودمند است .
امام عليه السلام كاغذى برداشت و نوشت : به نام خداوند بخشندهء مهربان . رسانندهء نامهء من براى تو ، ديدگاه زيبايى بيان كرده است . همانا كارهاى نيكت تنها براى توست ؛ پس به برادرانت نيكى كن و بدان كه خداوند از وزن خردل و ذرات پراكنده در هوا از تو سؤال خواهد كرد .
آن مرد مىگويد : وقتى به سجستان رفتم ، خبر آمدنم زودتر رسيده بود و حسين بن عبدالله نيشابورى - حاكم سجستان - تا دو فرسخى شهر به پيشواز من آمد . وقتى او را ديدم ، نامهء امام عليه السلام را به وى دادم . عبدالله نامه را بوسيد و بر چشمانش گذارد . سپس به من گفت : چه خواستهاى دارى ؟
پاسخ گفتم : در ديوان تو مالياتى براى من نوشته شده است !
وى دستور داد آن را حذف كردند و گفت : تا وقتى من حاكم هستم ماليات نپرداز !
سپس دربارهء خانوادهام پرسيد ، تعدادشان را به وى گفتم . آنگاه او براى من و خانوادهام مقررى بيش از قوت و غذاىمان معين كرد . از آن پس تا وى زنده بود ، در حكومتش ماليات نپرداختم و بخشش خود را از من قطع نكرد تا مرد . »
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 573
مساهمون: السيد البروجردي
ص٥٧٣