تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
1054 - 32267 - ( 14 ) صفوان بن مهران شتردار مىگويد : « زياد بن مروان عبدى نزد سرورم موسى بن جعفر عليهما السلام آمد . امام عليه السلام به زياد فرمود : آيا عهده‌دار مسئوليتى از جانب آنان شده‌اى ؟ زياد پاسخ داد : آرى ، اى سرورم ! امام عليه السلام پرسيد : چرا ؟ زياد گفت : سرورم ! من مردى باشخصيت و عيالوار و تنگدست هستم ! امام عليه السلام فرمود : اى زياد ، به خدا سوگند ! از آسمان بر زمين افتادن و تكه تكه شدن و ريز ريز شدن به وسيلهء منقار پرندگان براى من ، محبوب‌تر از عهده‌دار شدن مسئوليتى از سوى آنان است . صفوان مىگويد : گفتم مگر براى چه ؟ امام عليه السلام فرمود : مگر براى يارى كردن مؤمنى يا گشودن بندش . به تحقيق ، خداوند به كسى كه از سوى آنان عهده‌دار مسئوليتى گردد ، وعده كرده است كه سراپرده‌اى از آتش بر او نصب كند تا از حسابرسى خلايق فارغ شود . پس برو و يكى از برادرانت را [ هم كه شده ] يارى كن و گذشته از همهء اين حرف‌ها اين خداوند است كه هر كارى را كه بخواهد انجام مىدهد . » 1055 - 32268 - ( 15 ) على بن رئاب مىگويد : « مردى از امام موسى بن جعفر عليهما السلام براى ورود به كارهاى حكومتى درخواست اجازه كرد . امام عليه السلام فرمود : نه ، حتى به اندازهء تراشيدن يك قلم هم اجازه نمىدهم مگر براى عزت بخشيدن به مؤمنى يا گشودن بندهايش . سپس فرمود : كفارهء ورودتان به كارهاى حكومتى ، نيكوكارى به برادران‌تان است . » 1056 - 32269 - ( 16 ) ابوبصير مىگويد : « نزد امام صادق عليه السلام سخن از يكى از شيعيان به ميان آمد كه به حكومت محلى منصوب شده بود . امام عليه السلام فرمود : رفتارش با برادرانش چگونه است ؟ گفتم : خيرى در او نيست ! امام فرمود : اوف ! در كارهايى كه براىشان شايسته نيست وارد مىشوند و به برادران‌شان خيرى نمىرسانند . » 1057 - 32270 - ( 17 ) يونس بن حماد مىگويد : « براى امام صادق عليه السلام كسانى را توصيف كردم كه معتقد به ولايت و عهده‌دار مسئوليت حكومتى هستند . امام عليه السلام فرمود : آيا هنگامى كه بر شما ولايت مىيابند ، با مدارا با شما رفتار مىكنند و در رفع نيازهاىتان به شما سود مىرسانند ؟ گفتم : برخى اين‌گونه رفتار مىكنند و برخى نه ! امام عليه السلام فرمود : هر يك از آنان اين‌گونه عمل نكند ، از وى بيزارى بجوييد كه خداوند از او بيزار است . »