تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
937 - 32151 - ( 8 ) عبدالله بن طلحه در ضمن حديثى از امام صادق عليه السلام مزد كاهن را به عنوان يكى از درآمدهاى حرام برمىشمارد . 938 - 32152 - ( 9 ) در كتاب جعفريات از على عليه السلام روايت شده كه فرمود : « گريزى از عريف [ / مامور اطلاعاتى حكومت ] نيست و عريف در آتش است و گريزى از حاكم و امير - نيكوكار يا تبهكار نيست . » 939 - 32153 - ( 10 ) در نهج البلاغه از نوف بكالى گزارش شده كه گفت : « در يك شب امير مؤمنان عليه السلام را ديدم كه از رختخوابش خارج شد و به ستارگان نگريست . آن‌گاه فرمود : اى نوف ، خوابى يا بيدار ؟ . . . اى نوف ، همانا داود در مثل چنين ساعتى از شب برخاست و گفت : اين زمانى است كه هيچ بنده‌اى در آن دعا نمىكند مگر آن‌كه دعايش اجابت مىشود بجز ؛ مامور دريافت ماليات يا مامور اطلاعاتى يا پاسبان . . . » 940 - 32154 - ( 11 ) عقبه بن بشير اسدى مىگويد : « نزد امام باقر عليه السلام رفتم و به وى گفتم : من از اشراف و بزرگان قوم خويش هستم . عريف و نمايندهء حكومت در ميان قوم ما فوت كرده است و آن‌ها مىخواهند مرا به عنوان عريف و نماينده انتخاب كنند . نظر شما در اين باره چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : به خاطر حَسَب و نسب خويش بر ما منت مىگزارى . همانا خداوند اشخاص پست و فرومايه را در نظر مردم به وسيلهء ايمان بالا برد و اشخاص شريف را در نظر مردم به وسيلهء كفر به زير آورد . پس احدى بر احدى برترى ندارد مگر با رعايت تقواى الهى . و اين‌كه گفتى مامور اطلاعاتى و نمايندهء حكومت در ميان قوم من فوت كرده و آن‌ها مىخواهند مرا به عنوان عريف و نماينده برگزينند ، پس اگر بهشت براى تو ناخوشآيند است و با آن دشمنى دارى ، اين كار را بپذير . حاكم ستمگر ، شخص مسلمانى را دستگير مىكند و خونش را مىريزد و تو هم در ريختن خون وى با آن‌ها شريك هستى و چه بسا از دنياى آن‌ها چيزى به تو نرسد . » 941 - 32155 - ( 12 ) در كتاب دعائم الاسلام از على عليه السلام گزارش نموده كه گفت : « يك شب همراه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بوديم كه ناگاه ستاره‌اى طلوع و [ آسمان را ] روشن كرد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به يارانش گفت : در زمان جاهليت وقتى نظير اين حادثه اتفاق مىافتاد ، شما چه مىگفتيد ؟ آنان گفتند : ما مىگفتيم يكى از بزرگان مُرد يا بزرگى متولد گرديد ! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : به خاطر مرگ و زندگى كسى ، ستاره طلوع نمىكند بلكه هر گاه پروردگار ما كارى انجام دهد ، حاملان عرش تسبيح مىگويند و مىگويند : پروردگار ما چنين حكمى كرد . اين سخن به گوش اهل آسمان مجاور آنان مىرسد . آن‌ها نيز آن را تكرار مىكنند تا به اهل آسمان اين دنيا مىرسد . پس شيطان‌ها استراق سمع مىكنند و گاهى مقدارى از آن را مىفهمند و به كاهنان و غيب‌گويان منتقل مىكنند . آنان نيز آن را كم و زياد مىكنند . به همين دليل گاهى كاهنان واقعيت را مىگويند و گاهى نيز اشتباه مىكنند . سپس خداوند به وسيلهء اين ستارگان آسمان را حفظ كرد و
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 503 | السيد البروجردي / محمد حسين مهورى