تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
و نشانه‌هايى [ قرار داد ] و به وسيلهء ستاره آنان راه مىيابند . و ما اين علم را مىشناسيم و آن را بيان نمىكنيم ( و آن را انكار نمىكنيم يا آن را زشت نمىشماريم ) . هارون به امام گفت : اى موسى تو را به خدا سوگند مىدهم كه اين را نزد نادانان و عوام مردم آشكار نكنيد تا بر تو عيب نگيرند و از آگاه كردن عوام به اين علم بخل بورز و اين علم را پوشيده و پنهان نگاه دار و به حرم جدّت باز گرد يا مردم را به حرم جدّت ارجاع ده . آن‌گاه هارون به امام عليه السلام گفت : « مسالهء ديگرى باقى مانده است . تو را به خدا سوگند مرا از آن آگاه گردان ! امام عليه السلام فرمود : بپرس ! هارون گفت : « به مرقد و منبر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و به حق خويشاوندىات با آن حضرت ، تو را سوگند مىدهم كه به من بگويى تو پيش از من مىميرى يا من پيش از تو مىميرم ؛ زيرا تو اين مطلب را از راه علم نجوم مىدانى . امام موسى بن جعفر عليه السلام فرمود : به من امان بده تا به تو خبر دهم . هارون گفت : تو در امانى ! امام عليه السلام فرمود : من پيش از تو مىميرم و به من دروغ گفته نشد و من نيز دروغ نمىگويم و وفات من نزديك است . » 890 - 32105 - ( 13 ) ابوالفتح كراجكى در كتاب معدن الجواهر از امير مؤمنان عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « علوم چهار دسته‌اند : علم فقه ، براى دين‌شناسى و علم پزشكى ، براى جسم انسان و علم نحو ، براى زبان و علم نجوم ، براى شناخت زمان‌ها . » 891 - 32106 - ( 14 ) وليد بن جميع مىگويد : « مردى از وى دربارهء محاسبات نجوم سؤال كرد . او در پاسخ به آن مرد به اضطراب و تكاپو افتاد [ و به خوبى از عهدهء پاسخ به آن برنيامد ] . عكرمه [ با مشاهدهء اين صحنه ] گفت : از ابن عباس شنيدم كه مىگفت : دوست دارم دانشى را فراگيرم كه ديگران از فراگرفتن آن ناتوان هستند . » 892 - 32107 - ( 15 ) عبدالرحمان بن سيابه مىگويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : فدايت گردم ! مردم مىگويند نگريستن در نجوم حلال نيست ولى علم نجوم براى من جالب و خوشآيند است . پس اگر به دينم زيان مىرساند ، من به چيزى كه به دينم آسيب مىرساند ، نياز ندارم . و اگر به دينم زيان نمىرساند ، پس به خدا سوگند من عاشق علم نجوم و عاشق نگريستن در آن هستم ! امام عليه السلام فرمود : آن گونه كه مىگويند ، نيست ؛ به دينت آسيب نمىرساند ! آن‌گاه امام عليه السلام ادامه داد : قطعاً شما در چيزى مىنگريد كه زيادش قابل دسترسى نيست و اندكش سودى ندارد . شما بر اساس طالع ماه ، محاسبه مىكنيد . آن‌گاه امام عليه السلام فرمود : آيا مىدانى ميان مشترى و زهره چند دقيقه است ؟ گفتم : به خدا سوگند ! امام عليه السلام فرمود : آيا مىدانى ميان زهره و ماه چند دقيقه است ؟ گفتم : نه ! امام عليه السلام فرمود : آيا مىدانى ميان خورشيد و سنبله چند دقيقه است ؟ گفتم : نه ، به خدا سوگند ! هرگز اين مطلب را از منجمان نشنيده‌ام ! امام عليه السلام پرسيد : آيا مىدانى ميان سنبله و لوح محفوظ چند دقيقه است ؟