تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
886 - 32101 - ( 9 ) محمد و هارون فرزندان سهل به امام صادق عليه السلام نوشتند : « پدر و پدربزرگ ما در علم نجوم نظر مىكرد . آيا نگريستن در آن جايز است ؟ امام عليه السلام فرمود : آرى ! » 887 - 32102 - ( 10 ) محمد و هارون پس از آن نامه ، در نامهء ديگرى به امام عليه السلام نوشتند : « ما فرزندان خاندان نوبخت منجم هستيم ( و پيشتر به شما نوشتيم كه آيا نظر در علم نجوم جايز است و شما در پاسخ نوشتيد : آرى ولى منجمان ) در ويژگىهاى فلك با هم اختلاف دارند . . . . امام عليه السلام در پاسخ نوشت : آرى ، تا وقتى كه از مرز توحيد خارج نشود . » 888 - 32103 - ( 11 ) محمد بن يحياى خثعمى مىگويد : « از امام صادق عليه السلام دربارهء نجوم سؤال كردم كه آيا آن واقعيت دارد ؟ امام عليه السلام فرمود : آرى ! گفتم : در زمين كسى آن را مىداند ؟ امام عليه السلام فرمود : آرى ، در زمين كسى هست كه آن را بداند ! » 889 - 32104 - ( 12 ) در كتاب نزهه الكرام و بستان العوام تاليف محمد بن حسين بن حسن رازى آمده است كه هارون الرشيد در پى امام موسى بن جعفر عليهما السلام فرستاد و او را احضار كرد . وقتى امام عليه السلام در مجلس هارون حاضر شد ، هارون به وى گفت : « مردم به شما - فرزندان فاطمه - علم نجوم را نسبت مىدهند و مىگويند آگاهى شما از آن بسيار زياد است و فقيهان اهل سنت مىگويند : پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود كه : وقتى سخن از ياران من به ميان آمد ، سكوت كنيد و هر گاه سخن از قضا و قدر به ميان آمد سكوت كنيد و هر گاه سخن از نجوم به ميان آمد ، ساكت شويد . و [ اين در حالى است ] كه امير مؤمنان عليه السلام آگاه‌ترين مردم به علم نجوم بود و فرزندان وى - كه شيعهء آنان را امام مىدانند - از علم نجوم آگاه هستند . امام كاظم عليه السلام به هارون فرمود : اين حديث ضعيفى است و سندش مورد اشكال قرار گرفته است و خداوند - تبارك و تعالى - قطعاً نجوم را ستايش كرده است و اگر نجوم صحيح نبود ، خداوند آن را نمىستود و پيامبران به آن عالم بودند و به تحقيق خداوند - تبارك و تعالى - دربارهء ابراهيم - دوست خداى مهربان ، كه درود خدا بر او باد - مىفرمايد : و آن‌گونه ملكوت آسمان‌ها و زمين را به ابراهيم نشان مىدهيم تا از يقين‌كنندگان باشد . و در جاى ديگر مىفرمايد : پس [ ابراهيم ] نظرى به ستارگان افكند ، آن‌گاه گفت : من بيمار هستم . پس اگر از علم نجوم آگاهى نداشت ، در ستارگان نمىنگريست و نمىگفت : من بيمار هستم . و ادريس عليه السلام آگاه‌ترين مردم زمان خويش به دانش نجوم بود . و خداوند - تبارك و تعالى - بىگمان به ستارگان سوگند ياد كرده است و گفته است : پس به جايگاه ستارگان سوگند نمىخورم و قطعاً آن سوگند بزرگى است اگر بدانيد . و در جاى ديگر مىفرمايد : سوگند به جداكنندگان با شدت . . . آن‌گاه تدبيركنندگان كارها . خداوند در اين آيات ، دوازده برج فلكى و هفت سياره و آنچه را در شب و روز با فرمان وى آشكار مىشود ، قصد كرده است و پس از علم و آگاهى به قرآن هيچ دانشى از علم نجوم برتر نيست و آن دانش پيامبران و جانشينان و وارثان پيامبران است ؛ كسانى كه خداوند [ دربارهء ايشان ] مىفرمايد :