و در تفسير آمده است كه [ مقصود ] از پليدى از بتها شطرنج است و سخن باطل غناست . پس نظر مطابق با واقع و احتياط در اين باره بازداشتن خويش از آن است و بازى با آن گناه است .
و چوگان بازى نكن ؛ زيرا شيطان همراهت مىدود و فرشتگان از تو مىگريزند . و روايت شده كه هركس اسبش بلغزد و بميرد ، وارد آتش مىشود .
و از همهء آلات لهو و بازى با انگشترها و اربعهء عشر و هر گونه قمارى دورى كن ! زيرا پيشوايان معصوم عليهم السلام از همهء اينها نهى كردهاند . »
852 - 32067 - ( 50 ) در تفسير ابوالفتوح رازى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمود :
« از اين دو كعب شوم بپرهيزيد ؛ زيرا اين دو از قمار عجم است . »
853 - 32068 - ( 51 ) ياسر خادم مىگويد : « از امام رضا عليه السلام دربارهء ميسر سؤال كردم . امام عليه السلام فرمود : « آن « ثقل » از هر چيزى است .
و فرمود : نان و « الثقل » آن درهمها و غير درهمهايى است كه از گروگذاران - قماربازان - به دست مىآيد . »
در حاشيهء بحار الانوار واژهء « نان » وجود ندارد و در وسائل الشيعه به جاى واژهء « الثقل » واژهء « التفل » [ كف و دور افتاده ] آمده است و در جاى ديگر وسائل الشيعه آمده است : « از امام عليه السلام دربارهء ميسر سؤال كردم .
امام عليه السلام فرمود : آن « ثقل » از هر چيزى است . و گفت : و ثقل آن درهمهايى است كه از گروگذاران [ قماربازان ] به دست مىآيد . »
در پاورقى كتاب بحار الانوار آمده است : « ظاهراً « التفل » و « الثقل » ، اشتباه و صحيح آن « شتل » است و آن چيزى است كه بر آن قماربازى مىشود و بخشى از آن به عنوان ماليات به رئيس و داورشان داده مىشود . »
854 - 32069 - ( 52 ) محمد بن مسلم از امام باقر عليه السلام يا امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « قمار باختن و غارتگرى « 1 » ، شايسته و سزاوار نيست . »
855 - 32070 - ( 53 ) هشام از شخص مورد اعتمادى با واسطه روايت مىكند كه به امام صادق عليه السلام گفته شد :
« از شما رسيده كه مقصود از شراب و ميسر و انصاب و ازلام ، انسانها هستند . امام عليه السلام فرمود : روش خداوند اينگونه نيست كه خلقش را به چيزى كه درك نمىكنند ، خطاب كند . »
گذشت كه زيد به امام عليه السلام گفت : « من مردى هستم ، كه با شكار ، چوگانبازى و شطرنجبازى سرگرمى و خوشگذرانى مىكنم . . . .
امام عليه السلام در پاسخ فرمود : . . . هر كس براى سرگرمى ، خوشگذرانى و خودنمايى به دنبال شكار رود ، همانا تلاش باطل و سفر باطلى است و بايد نمازش را تمام بخواند و روزهاش را بگيرد . و همانا مؤمن از اينها بر كنار است و آخرتجويى او را از لهو و سرگرمى بازداشته است . » « 2 »
هامش
( 1 ) . آنگونه كه در احاديث آينده خواهد آمد ، مقصود از غارتگرى ربودن چيزهايى است كه بر سر عروس و داماد ريخته مىشود - م .
( 2 ) . باب 13 نماز مسافر ، حديث 5 .