تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
اى نوف ! بپرهيز از اين‌كه مامور وصول ماليات [ / يك دهم گير ] يا شاعر يا پاسبان يا كارگزار و مامور اطلاعاتى حكومت در ميان مردم يا نوازندهء طنبور يا طبل باشى ؛ زيرا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله شبى بيرون آمد و به آسمان نگريست ، آن‌گاه فرمود : اين زمانى است كه در آن هيچ دعايى رد نمىشود مگر دعاى مامور اطلاعاتى حكومت در ميان مردم يا دعاى شاعر يا دعاى مامور وصول ماليات يا پاسبان يا نوازندهء طنبور يا طبل‌نواز . » مرحوم مفيد روايت كرده كه نوف مىگويد : « شبى را نزد امير مؤمنان على عليه السلام سپرى كردم . پس مشاهده كردم آن حضرت زياد از منزلش رفت و آمد مىكند . . . » ادامهء اين حديث همانند حديث پيشين است تا اين‌كه على عليه السلام به نوف فرمود : « اى نوف ! اگر مىتوانى كه نماينده و جاسوس حكومت در ميان مردم و شاعر و طبل‌نواز و طنبورنواز نباشى ، چنين كن ؛ زيرا داود عليه السلام - فرستادهء پروردگار جهانيان - شبى از شب‌ها بيرون آمد و به اطراف آسمان نگريست ، سپس گفت : به خدايى - كه پروردگار داود است - سوگند ! اين زمان ، زمانى است كه بندهء مسلمانى موفق به درخواست از خداوند در آن نمىشود مگر آن‌كه خداوند خواسته‌اش را به وى عنايت مىكند ، جز مأمور اطلاعاتى حكومت يا شاعر يا طبل‌نواز يا طنبورنواز . » 770 - 31985 - ( 9 ) در كتاب دعائم الاسلام روايت شده كه از امام صادق عليه السلام دربارهء لهو در غير مراسم ازدواج سؤال شد . امام عليه السلام آن را زشت و ناپسند دانست و اين سخن خدا را تلاوت كرد : « و ما آسمان و زمين و آنچه ميان آن‌هاست ، در حال بازى كردن نيافريديم . اگر مىخواستيم سرگرم شويم ، از نزد خود سرگرمى برمىگزيديم . اگر انجام دهنده بوديم ؛ بلكه حق را بر باطل مىكوبيم تا مغزش را بشكند و در آن هنگام باطل نابود مىشود . و واى بر شماست به خاطر آنچه توصيف مىكنيد . » 771 - 31986 - ( 10 ) در كتاب جامع الاخبار آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « طنبورنواز در قيامت با چهرهء سياه و طنبورى از آتش در دست محشور مىشود و بالاى سرش هفتاد هزار فرشته گرز به دست هستند كه با گرزهاىشان بر سر و صورتش مىزنند و غناخوان كور و گنگ و كر از قبرش محشور مىشود و زناكار [ نيز ] همان‌گونه محشور مىشود و نىنواز همان‌گونه و دف‌زن مثل آن . »
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 415 | السيد البروجردي / محمد حسين مهورى