آن مرد گفت : با باطل . امام باقر عليه السلام فرمود : به تحقيق [ به حق ] داورى كردى . »
اين حديث با اندكى تفاوت با سندهاى گوناگون گزارش شده است و در پايان يكى از آنها اين جمله از امام رضا عليه السلام اضافه شده است :
« سخن من با او اينگونه بود . »
730 - 31945 - ( 28 ) در كتاب دعائم الاسلام آمده است كه از امام صادق عليه السلام دربارهء غنا سؤال شد . امام عليه السلام به سؤالكننده فرمود :
« اى بيچاره ! هنگامى كه ميان حق و باطل جدا مىشود ، غنا را در كجا مىبينى ؟ آن مرد گفت :
فدايت شوم ، به خدا سوگند ! همراه باطل است !
امام عليه السلام فرمود : همين مطلب برايت كافى است ! »
731 - 31946 - ( 29 ) سليمان پوستين ساز از امام رضا عليه السلام از پدرانش از على عليه السلام روايت مىكند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « به تحقيق من از سبك شمردن دين و فروختن داورى و بريدن پيوند خويشاوندى و قرآن را به صورت غنا خواندن و مقدم داشتن كسى كه در دين برترينتان نيست ، بر شما بيمناكم . »
732 - 31947 - ( 30 ) در كتاب ارشاد القلوب ديلمى آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود :
« در ميان امت من ، فرو رفتن در زمين و نزول بلا آشكار مىشود !
ياران گفتند : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ! اين در چه زمانى خواهد بود ؟
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : هنگامى كه آلات موسيقى و زنان آوازه خوان و شرابخوارى آشكار و شايع گردد . به خدا سوگند گروهى از امت من سرمست از شادى و غرور و خود بينى و در حال بازى شب را سپرى مىكنند و صبحگاهان بوزينه و خوك مىشوند ، به دليل حلال شمردن حرام و پرداختن به زنان آوازه خوان و شرابخوارى و رباخوارى و پوشيدن حرير . »
733 - 31948 - ( 31 ) ابو امامه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت مىكند كه فرمود :
« هيچكس صدايش را به صورت غنا بلند نكرد مگر آنكه خداوند بر دو شانهاش دو شيطان برمىانگيزد كه پيوسته با پشت پا به سينهء او مىكوبند تا اينكه دست بردارد . »
734 - 31949 - ( 32 ) جابر ابن عبدالله روايت مىكند كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود :
« ابليس نخستين غناخوان ، نوحهگر و سرود خوان بود . هنگامى كه آدم عليه السلام از درخت خورد ، غنا خواند و وقتى هبوط كرد ، سرود خواند . و وقتى روى زمين پنهان شد به دليل يادآورى نعمتهاى بهشت ، نوحه كرد . »
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 397
مساهمون: السيد البروجردي
ص٣٩٧