تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
508 - 31724 - ( 38 ) على بن عقبه مىگويد : « ابوخطاب - پيش از انحراف - پرسش‌هاى شيعيان را خدمت امام عليه السلام مىبرد و پاسخ آن‌ها را به ايشان مىرساند . وى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : بخريد هرچند با قيمت گران ؛ زيرا روزى . با خريد [ و فروش ] فرود مىآيد . » 509 - 31725 - ( 39 ) محمد بن سلامه قضاعى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت مىكند كه فرمود : « تاجر ترسو ، محروم است و تاجر بىباك ، مرزوق . »

باب 24 استحباب سرمايه دادن به ديگران براى تجارت

510 - 31726 - ( 1 ) محمد بن عذافر مىگويد : « امام صادق عليه السلام هزار و هفتصد دينار به پدرم داد و فرمود : با اين پول براى من تجارت كن ! سپس افزود : آگاه باش كه من به سود آن رغبتى ندارم - هرچند سود نيز چيز دوست داشتنى است - بلكه من دوست دارم خداوند مرا در معرض فايده‌هايش مشاهده كند . پدرم گفت : صد دينار سود بردم ، آن‌گاه با امام عليه السلام ديدار كردم و گفتم : « صد دينار براى تو سود بردم . امام عليه السلام از اين خبر بسيار خوشحال شد و فرمود : آن را بر سرمايه‌ام بيفزا ! محمد مىگويد : پدرم مرد و پول امام صادق عليه السلام در دستش باقى بود . پس امام عليه السلام طى نامه‌اى به من نوشت : خداوند ما و تو را عافيت دهد ! من نزد ابومحمد هزار و هشتصد دينار دارم . اين پول را به وى دادم تا با آن تجارت كند . آن را به عمر بن يزيد تحويل بده ! محمد مىگويد : وقتى در نوشته‌هاى پدرم نگاه كردم ، مشاهده كردم در آن نوشته است هزار هفتصد دينار از ابوموسى « 1 » نزد من است كه براى وى يكصد دينار تجارت شده و سود داشته است . عبدالله بن سنان و عمر بن يزيد او را مىشناسند . » 511 - 31727 - ( 2 ) محمد بن عذافر از پدرش روايت مىكند كه امام صادق عليه السلام هفتصد دينار به وى داد و فرمود : « اى عذافر ! اين پول را در كارى مصرف كن و من اين كار را از روى حرص انجام نمىدهم ؛ بلكه دوست دارم خداوند مرا در معرض فايده‌هايش مشاهده كند . عذافر مىگويد : من صد دينار از آن سود بردم و در حال طواف به امام عليه السلام عرض كردم : فدايت گردم ! خداوند از آن پول صد دينار روزى كرد ! امام عليه السلام فرمود : آن را بر سرمايه‌ام بيفزا ! »
هامش
( 1 ) . مقصود امام صادق عليه السلام است ؛ زيرا يكى از فرزندان وى موسى است . شايد از روى تقيه اين‌گونه نوشته باشد . مرآت العقول 19 / 20 .