503 - 31719 - ( 33 ) بريد عِجلى به پدرزنش محمد بن مسلم گفت : « تصميم به انجام كارى گرفتهام . از امام صادق عليه السلام براى من دربارهء آن بپرس ! مردم نزد من اموالى دارند و من با آنها تجارت مىكنم . تصميم گرفتهام از دنيا ببرم و همهء آن اموال را به صاحبانش تحويل دهم .
محمد بن مسلم ماجرا را براى امام صادق بازگو كرد و پرسيد : درباره او چه نظرى داريد ؟
امام عليه السلام فرمود : اى محمد ! آيا مىخواهد با دستانش به غارت اموالش بپردازد . [ آيا خود مىخواهد به جنگ با خويش رود ] نه [ چنين اجازهاى به وى نمىدهم ] بلكه با توكل بر خدا ، داد و ستد نمايد . »
504 - 31720 - ( 34 ) فضيل بن يسار به امام صادق عليه السلام عرض كرد : « من تجارت را رها كردهام ! امام عليه السلام فرمود :
چنين نكن . درِ مغازهات را باز كن ، بساط كارت را بگستران و از خدا - پروردگارت - درخواست روزى كن ! »
505 - 31721 - ( 35 ) امام صادق عليه السلام از يكى از يارانش دربارهء كسب و كارش پرسيد . وى پاسخ داد : « فدايت گردم ! از تجارت دست برداشتم !
امام عليه السلام پرسيد : و چرا ؟
آن مرد گفت : به خاطر انتظار قيام و حكومت شما !
امام عليه السلام فرمود : اين از شما شگفتآورتر است ! اموالتان نابود مىشود . از تجارت دست برندار و فضل و بخشش خداى را بجوى . درِ مغازهات را باز كن ، بساط كارت را بگستران و از پروردگارت درخواست روزى كن ! »
506 - 31722 - ( 36 ) روح بن عبدالرحيم روايت مىكند كه در تفسير آيهء : مردانى كه هيچ تجارت و سوداگرى آنان را از ياد خدا باز نمىدارد ، امام صادق عليه السلام فرمود : آنان تاجران هستند كه هر گاه وقت نماز فرامىرسد ، تجارت را رها مىكنند و به سوى نماز مىروند . پاداش آنان بزرگتر از كسى است كه تجارت نكند . »
507 - 31723 - ( 37 ) در كتاب فقه الرضا آمده است :
« و هنگامى كه مشغول تجارت بودى و وقت نماز فرارسيد ، پس تجارت تو را از نماز بازندارد ؛ زيرا خداوند در توصيف و ستايش گروهى فرمود :
مردانى كه هيچ تجارت و سوداگرى آنان را از ياد خدا باز نمىدارد .
آن گروه تجارت مىكنند و آن هنگام كه وقت نماز فرارسد ، تجارت را رها مىكنند و نماز را برپاى مىدارند . پاداش اينها بزرگتر از پاداش كسى است كه تجارت نمىكند و نماز مىگزارد . »
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 283
مساهمون: السيد البروجردي
ص٢٨٣