تمامى نهضتهاى مشروطه در شرق شاخص بود ، بر باد داد - كماكان به بروز خصومتى بارز نسبت به مشروطهخواهان ايران ادامه داد و با آنان همانسان برخورد مىكرد كه با ليبرالهاى ايتاليا در 60 سال پيش و بدينترتيب بيشتر دليلى محكم بر همدردى مستمرش با ارتجاع ارائه داد تا بصيرت سياسى .
بااينوجود ، نمىتوان اصالت گزارشهاى محرمانهء ادعايى كلنل لياخوف را اثبات شده تلقى كرد و اين واقعيت كه طرح مطرح شده در آن ، براى انهدام مجلس ، با روند واقعى حوادث آنچنان قرابت دارد را مىتوان بيشتر به عنوان شرطى مشكوك تلقى كرد تا يك گواهى بر حقيقت . اصل نامههاى دستخط كلنل لياخوف ، كه آقاى پانوف ادعا مىكرد در اختيار دارد ، تا آنجا كه مىدانم هرگز به اين كشور نرسيد و تاكنون تنها دو دليل مؤيد قابلارائه بودهاند ، يعنى اوّل آنكه دو كارشناس روسىزبان ، يكى انگليسى و ديگرى روسى ، كه نوشتهها و ترجمههاى آقاى پانوف را مورد بررسى قرار دادهاند ، هردو اظهار كردهاند در حالى كه زبان روسى پانوف بسيار پرنقص است ، زبان اسناد ادعايى متعلق به لياخوف صحيح و مناسب بودند و به سبكى نوشته شدهاند كه مىتوان از يك افسر روسى انتظار داشت . دوم آنكه يك سياستمدار روسى ، كه نامش در اين كشور كاملا شناخته شده است ، اگرچه روشن است كه ذكر نامش غيرمحتاطانه است ، به يكى از آشنايان من گفت كه مىداند اين مسئله كه تزار در واقع تبريكات خويش را به مناسبت انهدام مجلس به كلنل لياخوف تلگراف كرد ، حقيقت دارد . به يمن دوگانگى يا حتى چندگانگى حاكم بر دستگاه حكومتى روسيه ، كه مورد توافق تمامى ناظران است ، كاملا ممكن است كلنل لياخوف از سوى مقامات عاليرتبه مورد تحريكات و تشويقهايى قرار مىگرفته كه آقاى ايزولسكى هيچ اطلاعى از آن نداشته است ، و در واقع ادعا اين بود كه كلنل لياخوف اوامر خود را از رئيس ستاد نظامى قفقاز دريافت مىداشت كه او نيز به نوبهء خود دستوراتش را از مشاوران مخفى كه شخص تزار را در محاصره داشتند دريافت مىكرد . البته آقاى پانوف اين ايده را كه روسيه مسئول اقدامات كلنل لياخوف نبوده است ، به استهزاء مىگيرد . وى مىگويد : « كلنل لياخوف را ابدا نمىتوان افسرى در خدمت ايران تلقى كرد . وى سردوشيها و اونيفورم روسى بر تن دارد ، متكى به ارتش فعال روسيه است و حقوق خود را از حكومت روسيه دريافت مىكند . و بيانات برخى اركان مطبوعات كه حكومت روسيه مسئول اقدامات كلنل لياخوف نيست ، يك دروغ آشكار مغرضانه است .
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 215
مساهمون: ادوارد براون
ص٢١٥