فصل چهارم : در دوستى و دشمنى و توفيق
( 1 ) ( 1929 ) 1 - امام صادق عليه السّلام فرمود : هر كس محبّتش را در غير موردش به كار گيرد ، در واقع مرتكب قطع خويشاوندى گرديده .
( 2 ) ( 1930 ) 2 - روايت شده كه مردى از مسجد عبور مىكرد ، و امام باقر عليه السّلام در آنجا نشسته بود ، يكى از همنشينان امام عرض كرد : به خدا قسم ، من اين مرد را دوست دارم ، امام باقر عليه السّلام فرمود :
كسى را كه نمىداند دوستش دارى به او بگو ، زيرا اين كار دوستى را محكم و براى الفت گرفتن بهتر است .
( 3 ) ( 1931 ) 3 - امام صادق عليه السّلام فرمود : ولايت من نسبت به پدرانم نزد من محبوبتر از نسبت من است ، ولايت من به آنها بدون نسب مرا سود مىدهد ، اما نسب من بدون ولايت سودى برايم ندارد .
( 4 ) ( 1932 ) 4 - امام صادق عليه السّلام فرمود : مؤمن از خصلتى بىنياز نيست در حالى كه همواره احتياج به سه خصلت دارد : توفيق از طرف خداوند ، پند دهندهاى از درون جانش و پند پذيرى .
( 5 ) ( 1933 ) 5 - امام صادق عليه السّلام فرمود : اين طور نيست كه هر چه را انسان نيّت كند بتواند انجام دهد ، و هر چه را قدرت بر آن دارد توفيق به دست آوردنش را پيدا كند ، و هر چه را توفيق پيدا كرد به محل آن برسد ، اما هر گاه نيّت و قدرت و توفيق و ثواب جمع شد ، سعادت كامل گردد .