( 1 ) ( 1079 ) 17 - امام كاظم عليه السّلام فرمود : يحيى بن زكريا عليه السّلام گريه مىكرد و نمىخنديد ، و عيسى عليه السّلام مىخنديد و مىگريست ، و آنچه را عيسى عمل مىكرد از يحيى بهتر بود .
( 2 ) ( 1080 ) 18 - امام صادق عليه السّلام فرمود : خندهء مؤمن تبسّم است .
( 3 ) ( 1081 ) 19 - در روايت ديگر آمده كه : هر گاه با صداى بلند خنديدى بگو : بار خدايا ! مرا مورد بغض خود قرار مده .
( 4 ) ( 1082 ) 20 - على عليه السّلام فرمود : خندهء بىمورد از نادانى است .
( 5 ) ( 1083 ) 21 - امام صادق عليه السّلام فرمود : خندهء بسيار ايمان را به يك سو پرتاب كند .
( 6 ) ( 1084 ) 22 - امام رضا عليه السّلام فرمود : در حضور مرد كنيهاش را بگو ، و در غيابش نامش را ببر .
( 7 ) ( 1085 ) 23 - امام باقر عليه السّلام فرمود : از حق مؤمن بر برادر مؤمنش اين است كه گرسنگى او را رفع كند ، و زشتيهايش را بپوشاند ، و از گرفتاريش نجات بخشد ، و قرضش را بپردازد ، و چون بميرد نسبت به خانواده و فرزندانش از او جانشينى كند .
( 8 ) ( 1086 ) 24 - امام صادق عليه السّلام فرمود : مؤمن بر مؤمن هفت حق واجب دارد ، كه اگر مخالف آن عمل كند از فرمان و اطاعت خدا خارج شده ، و خداوند در اين حقوق بهرهاى ندارد ، عرض كردم :
فدايت شوم ، آن حقوق را بيان فرماييد كه چيست ؟
فرمود : آسانترين آنها آنكه هر چه براى خودت دوست دارى براى او هم دوست بدار ، و هر چه براى خودت نمىپسندى براى او هم مپسند ، و حقّ دوم اينكه : حاجتش را بر آورى و رضايتش را كسب كنى ، و با گفتارش مخالفت نكنى ، و حقّ سوم اينكه : با جان و مال و دست و پا و زبانت او را يارى كنى ، و حقّ چهارم اينكه : چشم و راهنما و آيينه او و حافظ سرّش باشى ، و حقّ پنجم اينكه : تو سير نباشى و او گرسنه ، و تو نباشى پوشيده نباشى و او برهنه ، و سيراب نباشى و او تشنه ، و حقّ ششم اينكه : اگر تو زن و خادم دارى و او زن و خادم ندارد ، خادمت را براى شستن لباسش و پختن غذايش و پهن نمودن رختخوابش بفرستى ، و اين روابطى است كه بين شما مقرر شده است .
و حقّ هفتم اينكه : سوگندش را تصديق كنى ، و دعوتش را بپذيرى ، و در بيماريش به
مشكاة الأنوار في غرر الأخبار (فارسى) — صفحة 399
مساهمون: علي بن الحسن الطبرسي
ص٣٩٩