تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشكاة الأنوار في غرر الأخبار (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣

فصل دوم : نشانه‌هاى شيعه

( 1 ) ( 297 ) 1 - مهزم گويد : روزى نزد امام صادق عليه السّلام رفتم و از شيعه سخن گفتم ، امام عليه السّلام فرمود : اى مهزم ! شيعه ما كسى است كه صدايش از گوش خودش نگذرد ، و از كالبدش به ديگرى سرايت نكند ، دشمن ما را دوست نمىدارد ، و دوست ما را دشمن نمىدارد ، با غلوّكنندهء ما همنشين نمىشود ، و چون سگان زوزه نمىكشد ، و چون كلاغ طمع نورزد ، و از مردم چيزى را تقاضا نمىكند گرچه از گرسنگى بميرد ، از مردم كناره گير و مخفى از آنهاست ، و اگر خانه‌هايشان از هم دور باشد گفتارشان از هم دور نيست . اگر غايب شوند كسى به جستجوى آنها نمىرود ، و اگر حاضر باشند اعتنايى به آنها نمىشود ، و اگر خواستگارى كنند به آنها زن نمىدهند ، از دنيا خارج مىشوند در حالى كه حاجتهايشان در سينه‌هايشان است ، اگر مؤمنى را ملاقات كنند او را احترام كنند ، و اگر به كافرى برخورد كنند او را ترك گويند ، اگر حاجتمندى نزد آنها آيد به او كمك كنند ، و در اموالشان با هم برابرند . سپس فرمود : اى مهزم ! جدّم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمود : اى على ! دروغ گفته كسى كه گمان كند مرا دوست دارد و تو را دوست ندارد ، من شهر علمم و تو در آن و از كجا وارد شهر مىشود جز از در آن ؟ ( 2 ) و همچنين مهزم اين حديث را نقل كرده تا اينجا كه : و اگر چه از گرسنگى بميرند . مهزم گويد : گفتم : فدايت شويم ، آنها را از كجا بجويم ؟ فرمود : آنها را در اطراف زمين