است بطورى كه هنوز در يك مكان فرو ننشسته بود كه در نقاط ديگرى سر بر مىآورد و هنوز آتش آن در يك ماه خاموش نشده بود كه شعلههاى آن در ماههاى ديگر ، زبانه مىكشيد . »
انديشمند مصرى ، فهمى هويدى ، در مجله « العربى » ( شمارهء تابستان 1980 ، صفحهء 46 ) مىگويد :
« استاد ما مالك بن نبى جنگ صفين را آغاز مرحلهاى به شمار مىآورد كه موجب جدايى وجدان از علم شد . از آن زمان اولين كودتا در تاريخ اسلامى رخ داد و اين كودتا عميقتر و مهمتر از آن چيزى است كه ما تصور مىكنيم . »
تا آنجا كه مىگويد :
« اسلام تبديل شد به آنچيزى كه در كتابهاست و نه يك انديشه و رسالت . »
اما در مورد تجزيهء سياسى - ادارى جهان اسلام بايستى بگوييم كه چقدر آنچه استاد سماك بيان كرده است دور از حقيقت است ! چه كسى به اولين تجزيه سياسى ادارى چيزى كه استاد سماك آن را حكومت اسلامى ناميده ، اقدام كرده است ؟
آن تجزيه سياسى ادارى كه پايهء تمامى تجزيهها و جدايىها شد ، تجزيهاى است كه عبد الرحمن بن معاوية بن هشام بن عبد الملك بن مروان به آن اقدام كرد . تجزيهاى كه براى هميشه بخش غربى امپراطورى اسلامى را از بخش شرقى آن جدا كرد و آن بخش را به دست سرنوشت سپرد تا خود به تنهايى آن را بسازد كه سرانجام موجب آنچنان خسرانى شد كه هم استاد سماك از آن آگاهى دارد و هم ديگران .
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى ) — صفحة 314
مساهمون: مهدى زنديه
ص٣١٤