باللّه است كه بر آن جلوس كند ، من شما دو نفر را به رفتن به سرزمين مصر جهت آوردن امام على الهادى به همراه پدرش نزار ، دعوت مىكنم . . » .
عارف تامر در اينجا جزئيات ديگرى را نقل مىكند ، از جمله اينكه :
« على فرزند نزار به هنگام احضار به الموت ، كودك بود . لذا امر سرپرستى او را قبول مىكند و تعليم و تربيت او را به يك داعى به نام بزرگ اميد مىسپارد . وى در سال 490 هجرى يعنى در موقعى كه هنوز بيست سال از عمرش نگذشته بود ، به امامت مىرسد ، زيرا وى در سال 470 به دنيا آمد هيأتهاى اسماعيلى گروه گروه از هرمكانى حتى از شامات براى بيعت نزد او مىآيند . او چهل سال در اين سمت باقى مىماند كه عمدهء دورهء امامتش را در قلعهء « لمبسر » سپرى مىكند و در همانجا به خاك سپرده مىشود » .
بههرحال حسن صباح اولين شخصيتى است كه عملا دعوت نزاريه را رهبرى كرده است .
اما مراد از اين كلام كه نزار با يكى از فرزندانش از مصر خارج شده ، با حسن صباح به قلعهء الموت پناهنده شد ، اين است كه سلسلهء امامت منقطع نشد و امامت از نزار و بعد از او تا جانشينانش در الموت استمرار يافت .
نزاريان ، سلسلهء امامان نزارى را چنين مىشمارند :
1 - نزار بن مستنصر ( المصطفى باللّه ) متوفى به سال 490 ه ( 1097 م )
2 - على بن نزار ( هادى ) متوفى به سال 530 ه ( 1159 م )
3 - محمد بن على بن نزار ( مهتدى ) متوفى به سال 552 ( 1159 م ) .
تاريخ هيچگونه فعاليتى براى اين افراد ضبط نكرده و حتى خود تاريخ نزارى بدون اينكه به فعاليتى از امامانشان اشارهاى كرده باشد ، صرفا به ذكر اسامى آنها اكتفا كرده است . اين ، سؤال برانگيز است و حتى موجب شك و ترديد
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: مهدى زنديه
ص١٤٤