ضرورتى بود كه منطق هر انقلابى در طول تاريخ بشرى آن را ايجاب مىكرد .
6 - بخش عظيمى از امت اسلامى كه پس از وفات حضرت پيامبر برجاى ماندند ، مسلمانان « فتحى » بودند ؛ يعنى مسلمانانى كه بعد از فتح مكه « 1 » و سيطرهء نظامى - سياسى رسالت جديد در سراسر جزيرة العرب ، مسلمان شده بودند . ازاينرو طبعا حضرت فرصت كافى نداشت در اين فرصت اندك بعد از فتح مكه ، جز به مقدار بسيار كم ، آنها را تحت تأثير قرار دهد . علاوهبراين ، برخورد حضرت با آنها به مقتضاى مرحلهاى كه حكومت اسلامى طى مىكرد ، عمدتا بهعنوان حاكم بود ؛ در اين مرحله انديشهء « مؤلفة قلوبهم » بروز كرد ؛ انديشهاى كه جايگاه خودش را در زكات « 2 » و برنامههاى ديگر تشريعى باز كرد . و از طرفى ، اين بخش از امت اسلامى ، جدا از بخشهاى ديگر نبود ؛ بلكه در اجزاى ديگر و در همان حال در آنها مؤثر و از آنها متأثر بود .
بنابراين در چارچوب نكات ششگانهاى كه برشمرديم ، در مىيابيم تربيت نبوى نتيجهاى عظيم و تحولى بىنظير و نسلى صالح و شايستهء اهداف حضرت پيامبر كه تكوين امتى صالح تحت زعامتى
هامش
( 1 ) - تفسير كشاف ، زمخشرى ، ج 4 ، ص 810 ، تفسير سورهء نصر .
( 2 ) - همچنان كه در قرآن آمده است :إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ . . .، سورهء توبه ، آيهء 60 .