رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ، شخصا و از طرف خداوند هميشه مأمور به توسعه و تحكيم چنين ارتباطى بين على و قرآن بود .
بديهى است در وراى چنين اقدامات و برنامههاى علمى و عملى ، هدف بزرگى مدنظر بود كه بايستى محقق مىشد ، كه مىتوانيم آن را چنين تبيين كنيم :
1 - اقتضاى منطق شريعت جاودانى و كامل اسلام ، فراهم كردن امكان دستيابى انسانها به فهم قرآن كريم و تفسير آن و فهم احكامش بهعنوان منبع اساسى دين است ، چه اين فرمان خداوند است كه در تمامى مشكلات عباد و بلاد ، قرآن را داور و حاكم قرار دهيم :
أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ
؛ « آيا آنها حكم جاهليت را از تو مىخواهند ؟ ! و چه كسى بهتر از خدا ، براى قومى كه اهل يقين هستند ، حكم مىكند ؟ ! » « 1 » مفهوم [ و نيز دستور ] آيه اين است كه در هر موضوع كوچك و بزرگى ، به داورى قرآن گردن نهيم و به حكم جاهليت كه حكم هواى نفس است ، كافر شويم ؛ همچنانكه خداوند ما را از داورى خواستن از طاغوت نهى كرده است :
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ
هامش
( 1 ) - مائده ، آيهء 50 .