شنيدم پيامبر مىگفت : خدايا ! مرا از دنيا مبر تا اينكه على را به من بنمايى » « 1 » .
گاه چنين مىشد كه غذاى ويژهاى براى پيامبر مىرسيد و حضرت تاب آن را نداشت تنهايى به خوردن آن بنشيند و علاوهبر اينكه دعا مىكرد خدا ، على را شريك او گرداند ، دعا را بهانهاى براى ذكر مقام على و شأن و منزلت او قرار مىداد « 2 » .
براى نمونه ، از انس بن مالك نقل است : « پيش روى پيامبر پرندهاى - و طبق روايات ديگرى : پرندهء بريانى - بود . فرمود : بار خدايا ! بهترين بندهات را برسان تا اين غذا را با من بخورد . ناگاه على از راه رسيد و باهم مشغول غذا شدند . . . » « 3 » . جالب است طبق نقل ابن كثير بعد از اين دعا ، تلاشى صورت گرفت تا على عليه السّلام را از آمدن به خانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم منصرف كند . اما با دخالت شخص پيامبر ، اين تلاش ، ناكام ماند « 4 » .
همچنان كه پيداست ، از اين روايت استفاده مىشود پيامبر اكرم به طور ضمنى مىخواست تأكيد كند على عليه السّلام محبوبترين بنده ،
هامش
( 1 ) - التاج الجامع للاصول في أحاديث الرسول ، ج 3 ، ص 334 ، دار احياء الكتب العربية ، باموق استانبول ، چاپ سوم ، 1961 .
( 2 ) - البداية و النهاية ، ابن كثير ، ج 7 ، ص 351 .
( 3 ) - التاج الجامع للاصول ، شيخ منصور على ناصف ، ج 3 ، ص 336 .
( 4 ) - البداية و النهاية ، ابن كثير ، ج ، ص 351 - 352 .