و تو آن چنانى كه يكى از علماى بيان سروده است :
أهدي لمجلسه الكريم و إنّما * أهدي له ما حزت من نعمآئه
كالبحر يمطره السّحاب و ماله * منّ عليه لأنّه من ماله
براى مجلس گرامى او هديه مىكنم و جز اين نيست كه آنچه از مراحمش به دست آوردهام براى او هديه مىدهم . همچون دريا كه ابرها بر آن مىبارند و حال آنكه هيچ منّتى بر آن ندارند زيرا كه [ آنچه ببارند ] از آب دريا است .
و اينكه آن نمازها را بسيار شمارى ، يا تمايل داشته باشى كه از آنها فراغت يا بى تا به تحصيل سعادت خود بپردازى پس بدانكه اين هدايت شدن به تقديم هديه از طريق عنايت خداوند - جلّ جلاله - و اوليا و برگزيدگان خداوند و اخلاص ايشان در عبادت خداى ذو الجلال برايت حاصل گرديده ، به خصوص كه تو معتقد هستى كه اگر حجتهاى خداوند بر بندگان نبودند ، خداوند - جلّ جلاله - نه زمينى مىآفريد و نه آسمانى ، و نه هيچ جنبندهاى در دنيا و نه دوزخ و بهشتى براى آخرت ، و نه هيچ نعمتى ايجاد مىكرد نه مرحمتى ، پس آيا تمام اعمال و كارهاى خود را جز در ميزان [ قبولى ] ايشان منتهى مىبينى و غير از ديار ثواب آنان مىدانى ، زيرا كه اخلاص ايشان در عبادت با فضل خداى - جلّ جلاله - برايشان سبب سعادتى است كه به آن رسند ، پس چون عمل تو در هر حال در ترازوى ايشان سنجيده مىشود ، آن را به ايشان هديه كن ، تا به كسب آنچه در حساب خواهد بود دستيابى ، و اگر عموم عنايت و تفضّل آنان نبود به آن نايل نمىشدى ، و اگر نسبت به مقدار حقّ خداى تعالى - جلّ جلاله - به ايشان و حقّ ايشان بر تو به لطف خداوند - جلّ جلاله - معرفت داشتى ، و مىدانستى كه چقدر از حقوقشان شب و روز ضايع مىگردد ، متوجّه مىشدى كه آنچه هديه مىكنى به معذرتخواهى نياز دارد ، و بسان بعضى از اهل اعتبار چنين مىگفتى :
فإن تقبلوا منّي هديّة قاصر * عددت لكم ذاك القبول من الفضل
و كان قبول عندكم فضل رحمة * يعزّ بها قلب الوليّ من الذّلّ
و يوجب شكرا عنده لمقامكم * و فرض حقوق لا يقوم لها مثلي
چنانكه هديهاى از من قاصر بپذيريد ، آن پذيرفتن را از جمله فضل شما به شمار آورم ، و پذيرش نزد شما رحمت و مهر بيشترى خواهد بود ، كه دل دوستدار شما به سبب آن از خوارى و