دهد ، به او خورده نمىگيرند ، ولى اگر در ضمن اجراى عمليّات صداى گريه و آه و ناله از او شنيده شود ، از چشم مردان قبيله ساقط مىشود و به او به عنوان يك زن نگاه مىكنند !
هنگامى كه مراسم ختنه به پايان رسيد ، شخص ختنه شده چند قدم پيش مىرود و مىگويد : « من فلانى پسر فلانى هستم ، جوانمرد و صاحب ضرب شصت و قهرمانم . »
به اين گونه الفاظ ، كه از رشادت ، شهامت و شجاعت خود سخن گفته ، با ابراز دليرى و مباهات ، حدود صد قدم پايكوبى مىكند .
جمعيّت انبوهى كه در مراسم حضور يافتهاند ، فرد ختنه شده را در پيشاپيش خود قرار مىدهند ، آنگاه در حالى كه مردان تيراندازى مىكنند و زنها دف مىزنند و نغمه سرايى مىكنند ، گرداگرد روستا به گردش در آورده ، سپس به منزلش برده در بسترش مىخوابانند و از كيكى كه ميزبان تهيّه كرده مىخورند و پراكنده مىشوند .
اين كيك از آرد ، آب و روغن تهيّه مىشود .
هنگامى كه پسر ختنه شده در رختخوابش قرار مىگيرد ، خويشاوندانش يك مشت آجيل بالاى سرش قرار مىدهند و بچّهها شادى كنان آنها را جمع مىكنند .
افرادى كه اين گونه ختنه مىشوند ، تعدادى از آنها در اثر صدمات وارده جان خود را از دست مىدهند ولى آنان كه جان سالم به در مىبرند ، پس از سه چهار ماه بسترى شدن ، سرانجام بهبودى يافته ، از رختخواب برمىخيزند .
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: مهدى پور
ص٢٨