ميزان و معيار در تغيير اين احكام ، قوانين ثابت و جاويدان شرع مقدس اسلام است كه خطوط اصلى اين تغييرات را تعيين مىكند .
احكام متغيّر همانند نسخه دكتر است كه براى بيمارى با توجّه به وضع مزاجى و كيفيّت بيمارى او نوشته مىشود كه براى بيماريهاى ديگر و حتّى بيماران ديگر قابل استفاده نيست . احكام متغيّر نيز در ميان اقوام و اشخاص مختلف فرق مىكند .
در اينجا دو مثال براى احكام متغيّر مىزنيم :
( لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ ) ؛
« صاحب وسعت بايد از وسعت خود انفاق كند و كسى كه روزىاش تنگ شده از آنچه خداوند عطايش فرموده انفاق كند . » « 1 »
مثال ديگر حكم جهاد با مشركان است كه مسلمانان در مكّه ضعيف بودند و سازوبرگ نظامى نداشتند مأمور به جهاد نبودند ، هنگامى كه در مدينه قوّت يافتند به آنها اذن جهاد داده شد .
اسلام زير بناى اخلاق
هرگز دين و دانش صحيحى بدون معيارهاى اخلاقى و معنوى وجود نداشته است ، دانش يك سلسله فرمولهاى علمى خشك نيست كه آن را در حافظهها نگهدارند و در كتابها منعكس كنند ، بلكه دانش و فرهنگ وسيلهاى است كه براى مصالح مردم
هامش
( 1 ) - سوره طلاق ، آيه 7 .