نه به جهت علاقه به صلح و صفا ، بلكه براى مخالفت با نظام غرب و دشمنى با سيستم سرمايهدارى . و بسيار به ندرت اتفاق مىافتد كه انگيزه آن صرف ثروت و توليدات خود در نيازهاى ضرورى ، نه جنگهاى جهنّمى باشد . و احيانا انگيزههاى سياسى ديگر در كار باشد . بههرحال هدف و انگيزهشان حق و يا باطل باشد با جنگطلبى و ستيزهجوئى مخالف مىباشند .
در اينجا مؤمنان پاك نهاد كه طرفدار عدالت و امنيّت و آسايش مىباشند با گروه صلحطلب شرقى همعقيده مىشوند و با آتشافروزان غربى متضّاد مىباشند ، ولى اين هماهنگى و آن تضادّ برحسب تصادف است و غير اختيارى است ، و اگر اين صلح دوستان به جنگ و ستيز روى آورند و آن جنگافروزان به صلح و آشتى گرايند ، قضيّه برعكس مىشود ، و مؤمنان با اينها هماهنگ شوند و با آنان در دو قطب متضادّ قرار مىگيرند .
روى اين بيان طرفدارى مؤمنان از امنيّت و عدالت براى دشمنى با غرب و يا دوستى با شرق نيست ، بلكه از ايمان به خدا و اخلاص در عمل و اعتقاد به مصالح جامعه بشرى سرچشمه مىگيرد .
اين يك واقعيت است و دليلش با خودش مىباشد ولى غافلان از آن بىخبرند و مغرضان از آن چشم مىپوشند و خود را به جهالت مىزنند و تهمتهاى پوچى را به مؤمنان و موحّدان نسبت مىدهند ، و از اين رهگذر دانسته و يا ندانسته به ظلم و ستم كمك مىكنند و جور عدوان را گسترش مىدهند .
معيارهاى اخلاقى در فقه امام جعفر صادق ( ع ) ( قيم أخلاقية في فقه الإمام جعفر الصادق ع ) ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٢١