ديباچهء مترجم
سفرنامههاى ونيزيان در ايران كه اينك ترجمهء فارسى آن از نظر خوانندگان گرامى مىگذرد مشتمل بر شش سفرنامه است كه پنجتاى آن را چهار تن از سفيران ونيزى ، و يكى را بازرگانى گمنام ، از مردم همان ديار ، نوشتهاند . اين عده در فاصلهء سالهاى سلطنت اوزون حسن بنيانگذار دودمان آققوينلو و شاه طهماسب دومين شهريار سلسلهء صفوى به ايران آمدهاند و مأموريت اصلى سفيران آن بوده است كه ايران را به جنگ با عثمانى برنگيزند و مانع توسعه و بسط نفوذ تركان عثمانى در اروپا شوند .
از اين شش كتاب چهار سفرنامه را خاورشناسى به نام چارلز گرى « 1 » ترجمه و تحشيه كرده و مقدمهاى سودمند نيز بر آنها نوشته است . قرار بوده است كه دو تاى ديگر را مورخ و باستانشناس نامى سر هنرى رالينسون « 2 » مورد تحقيق قرار دهد اما اجل مهلت اين كار را به او نداده است و بدتر از همه آنكه از اين دو يكى به انگليسى ميانه « 3 » ترجمه شده كه با انگليسى باصطلاح جديد فرق بسيار دارد و بر دشوارى كار مترجم فارسى افزوده است . تازه حواشى چارلز گرى بسيار سطحى و مختصر است .
هامش
( 1 ) .Charles Grey، از آنچه چارلز گرى اشاره مىكند پيداست كه او در سال 1870 م . سرگرم ترجمه و تحشيهء چهار سفرنامهء اخير از سفرنامههاى ونيزيان بوده است .
( 2 ) .Sir Henry Rawlinson، همان مورخ معروف انگليسى است كه نخستينبار پس از صرف سالها رنج و زحمت كتيبهء بيستون را خواند . سر هنرى رالينسون ظاهرا در سالهاى دههء 70 قرن نوزدهم سرگرم اين كار بوده است . - م .
( 3 ) .Middle English