[ مقدمه ناشر ] سفر در ايران
كشورى كهن ، همگام با تاريخ ، با هزاران سال پيشينه ، با ملتى سردوگرم چشيده ، با مردمى رنج بيشوكم دوران برده ، آشنا به زيروبم آهنگ تاريخ ، چنين كشورى در زمرهى واقعياتى است كه ناديدهاش نمىتوان گرفت ، گذشتهاش را ناشنوده نمىتوان گذاشت و دفتر روزگارانش را نانوشته نمىتوان رها كرد .
كشورى كه دير زيسته است و در بيش از نيمى از عمر خويش كوس سرورى زده ، لاجرم از رشك بدانديشان ، دستبرد متجاوزان ، و تاراج آزمندان در امان نمىماند . از روزگار و از مردمان بدكردار چشمزخم بسيار مىبيند و راه پايندگيش سخت پرفرازونشيب مىشود . چنين نيز بوده است .
با همهى حوادثى كه هريك از آنها براى منهدم ساختن قومى و كشورى كفايت مىكرد ، مردم غيرتمند و شريف اين ملك در كان بشريت همچون رگهاى پربها از بامداد مدنيت تا به امروز امتداد يافتهاند .
امروزشان از ديروز ، ديروزشان از پاروپيرار ، و پار و پيرارشان از سدهها و هزارههاى سرشار از بزرگى و برازندگيشان حكايت مىكند و باز نويد شكوه و بزرگوارى آينده را مىدهد .
در طول سدهها و هزارههايى كه يكى پس از