مدت نه ماه از سال را در درهها زير چادر به سر مىبرند و اشتغال آنها مانند همسايگان كردشان راهزنى است . اين ايالت و ايالت خوزستان جزيى از توابع حكومت كرمانشاه مىباشد . حاكم آن يك خان درجهى دو است كه در خرمآباد مركز حكومت آن اقامت دارد .
لنكران :
شهر كوچكى در كرانهى غربى بحر خزر و مركز حكومت طالش است . اين شهر در ماه اوت 1812 به وسيلهى ايرانيها منهدم گرديد ، زيرا خانى كه بر آنجا حكومت مىكرد از اطاعت وليعهد سر باز زده بود . در ماه دسامبر همان سال روسها شهر را تسخير نمودند . ايرانيها اخيرا قلعهى مستحكمى در آنجا بنا نهادند و روسها با دادن تلفات زياد ضمن حملهاى آن را پس گرفتند . لنكران داراى اسكلهى بالنسبه خوبى است و گرچه در معرض بادهاى گوناگون واقع شده است ، ملاحان آن را به سبب خوبى و اطمينان لنگرگاهش بر ديگر بنادر بحر خزر ترجيح مىدهند .
مازندران :
ايالت متوسطى است كه در انتهاى جنوبى بحر خزر و در ميان رشته جبال مرتفعى واقع شده است . تنها راه آن از طرف ايران معبرى است كه پل رودبار ناميده مىشود . از اين معبر با تعداد كمى سپاهى مىتوان به آسانى در مقابل لشگر قابل ملاحظهاى دفاع نمود . راه بسيار خوبى كه شاه عباس اول در طول بحر خزر ايجاد نموده ، مازندران و گيلان را به هم مرتبط مىنمايد . مازندران بدون آنكه آب و هوايش ناسالم باشد تقريبا به همان اندازهى گيلان حاصلخيز است . ساكنين آنكه تقريبا همه قجر هستند ، مردمانى شجاع و زحمتكشاند و استرآباد از زمانى كه جزو مازندران شده ، مركز حكومت آن است . قبل از آن شهر سارى مقر حكومت و محل اقامت حاكم بوده است .
مدرس :
شهرى در هند در ساحل كروماندل كه داراى استحكامات بسيار قوى مىباشد . اين شهر از دو قسمت تشكيل يافته : برج