پيشگفتار
تغييرات قابل ملاحظهاى كه در دوران سلطنت كنونى در اوضاع نظامى ايران پديدار گشته است ابتدا مرا به اين فكر انداخت كه به نحو كامل و با جزييات مربوط منحصرا اين ركن حكومت را مورد بحث و بررسى قرار دهم ، اما بعدا فكر كردم كه چنين كتابى براى اشخاص غير نظامى كه ميل دارند از جميع جهات با اين كشور آشنا شوند سود چندانى دربر نخواهد داشت .
از اينرو ، تصميم به تغيير نقشهام گرفتم به طورىكه آنچه را كه قبلا مىبايستى موضوع اصلى كتابم باشد به صورت فرعى مورد توجه قرار دادم . همچنين مشاهده كردم كه تمام نويسندگانى كه تاكنون راجع به ايران كتاب نوشتهاند ، خواه به عنوان مورخ و خواه جهانگرد ، اهميت بيشترى به امكنه دادهاند و از آداب و رسوم ساكنين اين قسمت جالب قارهى آسيا به طور سطحى گذشتهاند . اين امر مرا تشويق كرد تا آنجا كه ممكن است جزييات اختلافات قابل ملاحظهاى را كه بين زندگى خصوصى اروپاييان و اين اقوام وجود دارد بشناسانم . بايد تذكر دهم كه آداب و رسوم اين اقوام تشابه بسيار اندكى با آداب و رسوم مغربزمينيها دارد .
اين را نيز يادآور شوم كه قصد من نوشتن تاريخ جديدى دربارهى ايران نيست زيرا فكر مىكنم و اطمينان دارم كه از نقطهنظر تاريخى نمىتوان به آنچه نويسندگانى مانند آقايان شاردن
( Chardin )
، تونو
( Thevenot )
، اوليويه
( Olivier )
، كينر
( Kinneir )
، پيكو
( Picault )
و ديگران