« خدايا ! صورت مرا سفيد كن ، در آنروز كه چهرهها در آن سياه مىشود ، و صورتم را سياه مگردان ، در آنروز كه چهرهها در آن سفيد مىشود » .
بعد دست راست خود را شست و گفت :
اللّهمّ أعطني كتابي بيميني ، و الخلد في الجنان بيساري و حاسبني حسابا يسيرا .
« خدايا ! نامهء اعمال مرا به دست راستم بده و ( برات ) جاودانگى در بهشت را به دست چپم ده و محاسبهء مرا آسان گردان » .
سپس دست چپ خود را شست ، آنگاه گفت :
اللّهمّ لا تعطني كتابي بشمالي و لا تجعلها مغلولة إلى عنقي ، و أعوذ بك من مقطّعات النّيران .
« خدايا ! نامهء اعمال مرا به دست چپم مده و آن را زنجير شده بر گردنم قرار مده ، و من به تو پناه مىبرم از لباسهاى آتشين » .
بعد سر خود را مسح كرد و گفت :
اللّهمّ غشّني رحمتك و بركاتك .
« خدايا مرا غرق در رحمت و بركات خودت كن » .
آنگاه پاهاى خود را مسح كرد و گفت :
اللّهمّ ثبّتني على الصّراط يوم تزلّ فيه الأقدام ، و اجعل سعيي فيما
گزيده مفتاح الفلاح ( كليد رستگارى ) ( فارسى ) — صفحة 29
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٢٩