راست ، به حق محمد ، خاتم پيامبران ، برگزيدهء تو از خلقت و امين بر اداى رسالتت و به امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام كه ولايت او را با ولايت خودت لازم گردانيدى و محبت او را مقرون به محبت و خشنودى خودت قرار دادى و به امام كاظم ، موسى بن جعفر عليه السّلام كه از تو درخواست كرد كه او را فارغ گردانى براى عبادتت و به خلوت افكنى براى اطاعتت ، پس درخواست او را اجابت كردى ، از تو مىخواهم كه بر محمد و آلش درود فرستى ؛ درودى كه حقوق واجب آنها را بر من بهجا آورى و به آن در اداى واجباتى كه نسبت به آنها دارم ، خشنود گردى ، و با واسطه قرار دادن آنها به تو توسل مىجويم و به مقام ايشان درخواست شفاعت دارم و آنها را پيشاپيش خود و حوائجم مقدم مىدارم كه عطاياى جمليت را بر من استمرار بخشى و منافع بىشمار خود را به من عطا فرمايى و گوش و چشم و ضمير و آشكار من و ناصيه ( موى جلوى سر ) و دل و قصد و مغزم را بگيرى و به سوى آنچه دوست دارى سوق دهى و به اسباب خشنودى خودت نزديك كنى و عطاياى فضل خود را بر من لازم گردانى و بخششهايت را برايم پايدار و دائم قرار دهى اى مهربانترين مهربانان ! » .
گزيده مفتاح الفلاح ( كليد رستگارى ) ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١٩١