و تعجيل بايد نمود تا زودتر بيايد و بهجت و اعتداد [ 1 ] ما كه بحيات او تازه گشته است تمام گرداند ، و ما نيز از حجره مفارقت بحجلهء مواصلت خراميم و مثال دهيم تا مجلس خرّم بيارايند و بيارند
زان مىكه چو آه عاشقان از تف
انگشت كند بر آب زورق [ 2 ] را
بلار گفت : صواب همينست و در امضاى اين عزيمت تردّد نيست
مىكش كه غمها مىكشد ،
اندوه مردان وى كشد ،
در راه رستم كى كشد
جز رخش بار روستم ؟
پس بيرون آمد و بنزديك ايراندخت رفت و گفت :
روز مبارك شد و مراد بر آمد
باز [ 3 ] چو اقبال روزگار در آمد
و بشارت خلاص و مثال حضور بهم برسانيد . مستوره بر فور ساخته و پسيجيده [ 4 ] به خدمت شتافت و هر دو بهم پيش ملك در آمدند . پس ايراندخت زمين ببوسيد و گفت : شكر پادشاه را بر اين بخشايش كه فرمود چگونه توانم گزارد ؟ و اگر بلار بكمال حلم و رأفت و فرط كرم و رحمت ملكانه ثقت [ 5 ] مستحكم نداشتي هرگز آن تأنّي و تأمّل نيارستي كرد .
ملك بلار را گفت : بزرگ منّتي متوجّه گردانيدي ، و من هميشه بمناصحت تو واثق بوده ام
شرح
[ 1 ] . اعتداد سر بلندي و مباهات و افتخار . نيز 124 / 13 ح و 245 / 5 ح ديده شود .
[ 2 ] . زورق معني بيت آنست كه اين مىاز كثرت گرمي زورق را بر روى آب بدل به زغال مىكند . از دو بيت در ديوان عنصري ( چاپ دبير سياقي ص 59 ) بر ميآيد كه جام باده را گاهي به شكل كشتي ميساخته و زورق ميگفتهاند .
[ 3 ] . باز در هشت نسخه ( اساس و نق و و 2 و 3 و و نافذ و بايسنغري ) چنين است ، در چلبي و 1 و مج :
يار ؛ در بي نقطه . باز بمعني بار ديگر عيبي ندارد ، و لو اينكه يار مناسبتر تصوّر شود .
[ 4 ] . پسيجيده آماده و مهيّا و كار ساخته و تهيّه ديده . امروز به جيم تلفّظ ميكنيم و مولانا نيز در مثنوي با گيج قافيه آورده ( دفتر چهارم ب 2849 ) :گفت و گو بسيار گشت و خلق گيج
در سر و پايان اين چرخ بسيجولي در شاهنامه و اسكندر نامهء نظامي با هيچ نيز قافيه شده است ، پس هر دو تلفّظ ممكنست صحيح شمرده شود و هر يك خاصّ ناحيه اي به حساب آيد ، و يا اينكه به اصل رجوع بايد كرد و قافيه را ملاك ندانست . هرن در چاپ لغت فرس اسدي آن را پسيچ آورده ، ولي در اصل اسدي جيم و چى همه مخلوط و در زير عنوان باب الجيم آمده است .
[ 5 ] . ثقت اعتماد و وثوق ؛ رجوع شود به 74 / 1 ح و 270 / 6 و 280 / 1 .