و كدام فضيلت است از اين دو منقبت فراتر ؟ قال النّبيّ صلَّى اللَّه عليه : ما جمع شىء إلى شىء أفضل من حلم إلى علم [ 1 ] . اگر راى ملك او را كرامت محرميّت ارزاني دارد و كيفيّت خواب و تعبير براهمه بر وى كشف فرمايد ، از حقايق آن ملك را خبر دهد ، اگر تأويل [ 2 ] هم بر آن مزاج [ 3 ] گويد كه ايشان ، شبهت زايل گردد و امضا و تنفيذ آن لازم آيد . و اگر بخلاف آن اشارتي كند راى ثاقب ملك ميان حقّ و باطل مميّز باشد و نصيحت از خيانت نيكو شناسد و نفاذ [ 4 ] فرمان او را مانعي و حايلي نيست ، و هر وقت كه اين مثال دهد چرخ و
دهر را بدان استدراك [ 5 ] ممكن نگردد
نهاده گوش بفرمان او قضا و قدر
ملك را اين سخن موافق آمد و بفرمود تا زين كردند
سبك تگي كه نگردد ز سمّ او بيدار
اگرش باشد بر پشت چشم خفته گذر
مثل الدّعاء متى يعلو إلى صعد
و كالقضاء متى يهوي إلى صبب
[ 6 ] و مستور بنزديك كار ايدون حكيم رفت . و چون به دو پيوست در تواضع افراط فرمود .
حكيم شرط بزرگ داشت [ 7 ] بجاى آورد و گفت : موجب تجشّم [ 8 ] ركاب ميمون چيست ؟ و
شرح
[ 1 ] . ما جمع شىء . . . گرد كرده نيامد چيزي با چيزي برتر از بردباري با دانش . بالاترين دو چيزي كه در يك نفر فراهم آمد و با هم جمع شد حلم و علم است .
[ 2 ] . تأويل اينجا بمعني گزارش و تعبير خوابست .
[ 3 ] . بر آن مزاج رجوع شود به 257 / 1 ح ، 263 / 2 و 266 / 12 ح .
[ 4 ] . نفاذ 7 / 1 ح و 69 / 4 ح و 296 / 10 و 307 / 12 ديده شود .
[ 5 ] . استدراك دريافتن چيزي ، فوت شده اي را جبران كردن ، درست به همان معني كه تدارك در اين كتاب به كار رفته است ( 10 / 1 ح و 90 / 4 و 102 / 10 و 105 / 11 و 127 / 6 و 324 / 2 و 16 ح و 363 / 15 ) .
[ 6 ] .مثل الدّعاء متى . . .مانند دعاست چون بر رود سوى بالا و بلندي ، و مثل قضاست چون فرو آيد سوى نشيب و پستي . دو ترجمهء منظوم اين بيت در نسخ شرح ابيات كليله و مندرج است از استاد رشيدي ( اوّلي فقط يا هر دو ؟ ) :ز پستي به بالا دوان چون دعا
ز بالا به پستي روان چون قضا
وقت رفتن سوى پستي چون قضاى آسمان
گاه رفتن سوى بالا چون دعاى مستجاب[ 7 ] . بزرگ داشت مصدر مرخّم تركيبي ؛ پيش ازين نيز به كار رفته است - 6 / 3 ديده شود .
[ 8 ] . تجشّم 64 / 4 ح و 184 / 18 و 247 / 2 ح ديده شود .