تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليله و دمنه ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
مشفقتر زير دستان اوست كه در رسانيدن نصيحت مبالغت واجب بيند و بمراقبت جوانب مشغول نگردد ، و بهتر كارها آنست كه خاتمت مرضيّ و عاقبت محمود دارد ، و دلخواه تر ثناها آنست كه بر زبان گزيدگان و اشراف رود ، و موافقتر دوستان اوست كه از مخالفت بپرهيزد و در همهء معاني مواسا كند ، و پسنديده تر سيرتها آنست كه بتقوى و عفاف كشد ، و توانگرتر خلايق اوست كه بطر نعمت به دو راه نيابد و ضجرت [ 1 ] محنت بر وى مستولي نگردد كه اين هر دو خصلت از نتايج طبع زنانست و اشارت حضرت نبوّت بدين وارد : إنّكنّ إذا جعتنّ دقعتنّ و إذا شبعتنّ خجلتنّ [ 2 ]
فما كان مفراحا إذا الخير مسّه و لا كان منّانا إذا هو أنعما
[ 3 ] و هر كه از آتش بستر سازد و از مار بالين كند خواب او مهنّا [ 4 ] نباشد ، و از آسايش آن لذّتي نيابد . فايدهء سداد [ 5 ] راى و غزارت [ 6 ] عقل آنست كه چون از دوستان دشمني بيند و از خدمتگاران نخوت مهتري مشاهدت كند در حال اطراف كار خود فراهم گيرد [ 7 ] ، و دامن از ايشان در چيند ، و پيش از آنكه خصم فرصت چاشت بيابد براى او شامي گواران [ 8 ] سازد ،
شرح
[ 1 ] . ضجرت و ضجر تنگدلي و تنگدل شدن ، دلتنگ شدن ، تفتگي و بيقراري كردن از غم . [ 2 ] . إنّكنّ . . . بدرستي كه شما زنان چون گرسنه شويد به خاك مذلَّت در غلطيد ، و چون سير شويد سركش شويد و كار شرم آور كنيد . [ 3 ] . فما كان . . . نه زياده شادمان ميشد زماني كه نيكي ( مال ) او را ميپسود ، و نه بسيار منّت مينهاد آن زمان كه نعمت ( بكسي ) ميداد . [ 4 ] . مهنّا ( از هنأ - همزهء آن را الف كرده‌اند از براى نرم بودن ) گوارا و خوش . [ 5 ] . سداد درستي و راستي . [ 6 ] . غزارت فراواني و بسياري . [ 7 ] . فراهم گرفتن بجانب خويشتن جمع كردن و گرد آوردن . ( كناره گرفتن از ديگران مراد است ) . [ 8 ] . شام خوردن بر كسي پيش از آنكه او چاشت خورد اين تعبير بدان معني است كه بدشمن مهلت ندهند و قبل از آنكه او فرصت زيان رساندن بيابد كار او بسازند . و در عربي نيز مستعمل است و محتمل است كه از آن زبان بفارسي منتقل شده باشد . در مروج الذّهب در احوال كرمان و اخبار حجّاج با عبد الرّحمن بن الأشعث آمده است كه : بالحجّاج قبل أن يتعشّى بك ، و باز : أنت القائل لأهل الكوفة أن يتغدّوا و بي قبل أن أتعشّى بهم . و فردوسي گويد :تو گر چاشت را دست يازي بجام و گر نه خورند اى پسر بر تو شامو در قابوس نامه ( چاپ نفيسي ص 69 ) دستور ميدهد كه : چون در كارزار باشي آنجا درنگ و سستي شرط نيست ، چنان بايد كه پيش از آنكه خصم بر تو شام خورد تو بر وى چاشت خورده باشي . و در ديوان ناصر خسرو ( نسخهء مجلس ص 194 ) آمده است كه :چو بر تو دهر بآفات خود زحام كند ترا ز صبر بدل بر زحام بايد كرد و گر بغدر جهان بر تو قصد چاشت كند ترا بصبر برو قصد شام بايد كرد