تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
و لا زال من جوّ السماكين وابل * عليك لكى تروى ثراك هطول « 1 »

دير بونّا

[ د ر ب و ن نا ] با تشديد نون به الف كوتاه پايانين زده ، كاخى است در كنار غوطه دمشق در بهترين نزهتگاهها و اين ساختمان از كهن‌ترين ساختمانهاى نصار است ، كه گويند به روزگار مسيح يا اندكى پس از آن ساخته شده است . ديرى كوچك با چند راهب است . وليد پسر يزيد بر آن گذشت از زيبايى ساختمانش در شگفت شد . يكروز در آنجا بماند و به بازى و شوخى و ميخوارگى پرداخت و چنين سرود :
حبّذا ليلتى بدير بونّا * حيث نسقى شرابنا و نغنّى
كيف مادارت الزّجاجة درنا * يحسب الجاهلون انّا جننّا
و مررنا بنسوة عطرات * و غناء و قهوة فنزلنا
و جعلنا خليفة اللّه فطرو * س مجونا و المستشار يحنّا
فأخذنا قربانهم ثمّ كفّر * نا لصلبان ديرهم فكفرنا
و اشتهرنا للنّاس حيث يقولو * ن اذا خبّروا بما قد فعلنا « 2 »
ابو صالح عبد الملك پسر سعيد دمشقى نيز دربارهء اين دير چنين مىسرايد :
تملّيت طيب العيش فى دير باونّا * بندمان صدق كمّلوا الظّرف و الحسنى
خطبت الى قس به بنت كرمة * معتّقة قد صيّروا خدرها دّنا « 3 »

دير تجلىّ

[ د ر ت ج ل لى ] در بالاى كوه طور است . مردم مىپندارند عيسى به بالاى آن رفته و از اين رو بر ديگران برترى يافت و ما آن را در واژهء طور بيان كرديم .

دير تناده

[ د ر ت د ] با تاى دو نقطه و نون ، ديرى مشهور در صعيد مصر نزديك اسيوط و در پايين آنجا چند ده و نزهتگاه زيبا هست و راهبان بسيار در آن مىزيند .

دير توما

[ د ر ] مرّار فقعسى نام آن را در شعر خود چنين آورده :
أ حقّا يا حرير الرّهن منكم * فلا اصعاد منك و لا قفولا
[ 650 ]
تصيح اذا هجعت بدير توما * حمامات يزدنّ اللّيل طولا
اذا ما صحن قلت أحسّ صبحا * و قد غادرن لى ليلا ثقيلا
خليلىّ اقعدا لى علّلانى * و صدّ الى و سادى ان يميلا « 4 »

دير ثعالب

[ د ر ث ل ] ديرى است مشهور كه دو ميل يا كمتر با بغداد فاصله دارد . در خورهء « نهر عيسى » در راه « صرصر » . من آن را ديدم . و نزديك آن ديهى ديگر است به نام « حارثيه » . خالدى گفته است همان دير است كه به قبر معروف كرخى در بغداد باخترى چسبيده است . او گويد دروازهء آهنين و دروازهء بنبرى نزديك آن است . جاى اين دو دروازه امروز دانسته نيست آنچه آشكار است همان است كه ما گفتيم . ميان قبر معروف كرخى با « دير الثّعالب » بيش از يك ميل راه است و در كنار گور معروف كرخى ديرى ديگر است كه نام آن را نمىدانم و از اين رو آن گور را گورستان باب الدّير خوانند . ابن دهقان ( دهقان زاده ) ابو جعفر محمد پسر عمر از فرزندان ابراهيم پسر محمد پسر على پسر عبد اللّه پسر عباس دربارهء اين دير چنين مىسرايد :
هامش
( 1 ) . سلام خدا بر تو اى دير از جوانى كه در روان او اشتياق بلند بالا به سوى تو هست . هميشه بر تو ببارد تا بر خاك تو سيل در آيد . ( 2 ) . خوشا شبى كه در دير « بونّا » گذرانديم ؛ شراب نوشيديم و آواز خوانديم . هر جا جام شراب مىرفت چشم ما به دنبال آن بود تا آنجا كه نادانان ما را ديوانه مىپنداشتند ما به بانوانى معطر و خوشبو و آوازها و قهوه رسيده بوديم ما در آنجا خليفهء خدا پطروس و مستشار او يوحنا را به شوخى گرفته بوديم . ما از قربانىهاى ايشان مىخورديم و كفّارهء آنها را به صليب دير مىداديم و پذيرفته مىشد . و براى مردم آنجا آشكار شده بود كه اگر ما آزاد باشيم چه مىكنيم . ن . ك : چ ع 1 : 865 : 7 . ( 3 ) . در دير « باونّا » من با همنشينانى راستگو از همه جهت كامل خوش‌رو و خوش‌خو خوشگذرانى را آزمودم . از كشيش بزرگ ، دخت كهنسال انگور را كه در پردهء خمره پنهان بود خواستگارى كردم . ( 4 ) . آيا درست است كه « حرير رهن » از شماست نه بالاتر مىرود و نه متوقف مىماند . هنگامى كه كبوترهاى « دير طوما » شب را درازتر مىكنند آن زن بيدار شده فرياد مىزند و چون صداى ايشان شنيده شود احساس مىكنم كه بامدادان است و شبى دراز را از من گذرانيده‌اند . دوستان من به پرستارى من بنشينيد و بالش مرا بپاييد كه كج نشود .