معروف است . از ابن عباس و از جابر بن عبد الله و جز ايشان از وى روايت دارند . او به مكه به سال 105 يا 106 در گذشت .
3 - موسى جندى « 1 » . او از پيامبر ( ص ) به صورت مرسل ( بىسند ) روايت كرده است كه پيامبر ( ص ) گواهى دروغين يك گواه را رد كرده است . معمر بن راشد از وى روايت دارد .
4 - عبد الله پسر زينب جندى « 2 » . كثير پسر عطاء از وى روايت دارد .
5 - زمعه پسر طالح جندى « 3 » . او از عبد الله پسر طاوس و از عمر پسر دينار و از سلمه پسر هرام و از بو زبير روايت دارد . عبد الرحمن بن مهدى و وكيع از وى روايت كنند .
6 - عبد الله بن عيسى جندى « 4 » . عبد الرزاق صنعانى از وى روايت كند .
7 - محمد بن خالد جندى « 5 » .
8 - عبد الله بن بحير بن ريسان جندى « 6 » . او از محمد بن محمد حديث نقل مىكند . سلمة بن شبيب از عبد الرزاق بن همام از معمر بن راشد حديث او را نقل كرده است . ولى ديگرى اين را از عبد الرزاق پسر عبد الله پسر بحير نقل كند و معمر را ميان ايشان نگذارد .
9 - سلام پسر وهب جندى « 7 » . زيد بن مبارك از او روايت دارد .
10 - على بن ابى حميد جندى « 8 » از طاووس بن كيسان روايت دارد . عبد الملك بن جريج نيز از وى روايت كند .
11 - كثير پسر عطاء جندى « 9 » . او از عبد الله پسر زينب جندى روايت كند و عبد الرزاق از وى روايت دارد . بخارى گفته است : كثير بن سويد از مردم يمن شمرده مىشود [ 129 ] . عبد الرزاق از عبد الله بن زينب روايت مىكند و معمر از وى روايت دارد و اين به نظر درستتر مىرسد .
12 - صامت پسر معاذ جندى « 10 » . او از عبد الحميد پسر عبد العزيز پسر بورواد روايت دارد . مفضل بن محمد جندى از وى روايت مىكند .
13 - محمد بن منصور بو عبد الله جندى « 11 » از عمرو بن مسلم و از وليد بن سليمان و از وهب بن سليمان روايتهائى مرسل بر شنود .
بشر بن حكم نيشابورى نيز از وى بر شنوده است . اين گفتهء بخارى است .
14 - بو قره موسى طارق جندى « 12 » . او از ابن جريج و از مالك و از گروه بسيار ديگر روايت دارد . بو بكر مقرى از وى روايت كند .
15 - بو سعيد مفضل پسر محمد جندى شعبى « 13 » . او از حسن پسر على حلوانى و جز وى روايت دارد . بو بكر مقرى از وى روايت كند .
جند
[ ج ] ( يكى اجناد ) : « اجناد الشام » پنج منطقه را گويند كه آنها را در واژهء اجناد « 14 » ياد كرديم .
جند
[ ج ] نيز كوهى به يمن است كه نصر آن را در قرينهء « جند » ياد كرده است .
جندع
[ ج د ] به معنى مرد كوتاه قد است . نام جايگاهى است .
جند فرج
[ ج د ف ] ( با دال بىنقطه و جيم پايانين ) : ايرانيان آن را « بند فرگ » خوانند . نام ديهى در يك فرسنگى نيشابور است .
بدانجا نسبت دارد بو سعيد محمد پسر شاذان « 15 » اصم ( كر ) جند فرجى ( بند فرگى ) نيشابورى زاهد . او در خراسان و عراق و حجاز بر شنود و از قتيبه پسر سعيد و از محمد پسر بشار و جز آن دو روايت مىكرد و به سال 286 در گذشت .
جند فرقان
[ ج د ف ] ( با قاف و نون پايانين ) : ديهى از مرو است كه آن را « جنفرقان » نيز گويند .
از آنجا است اصبغ پسر علقمه « 16 » پسر على حنظلى جند فرقانى . او از عكرمه و عبد الله پسر بريده پسر حصيب روايت مىكرد .
هامش
و فيات الاعيان 2 : 509 ، رجال طوسى 94 ، شذرات 2 : 143 ، زر كلى 3 : 322 ، روضات خوانسارى 4 : 140 ، سفينة البحار 2 : 94 ، ريحانة الادب 4 : 21 ، تأسيس الشيعه ص 325 ، 343 ، اعيان الشيعه 7 : 395 ، تاريخ الثقات 234 .
( 1 ) . ش . ش : 1632 . از همين معجمد .
( 2 ) . ش . ش : 1132 . از تهذيب تهذيب 3 : 338 و دو منبع ديگر .
( 3 ) . ش . ش : 1674 . از لسان الميزان 3 : 323 .
( 4 ) . ش . ش : 2579 . از انساب ص 137 .
( 5 ) . ش . ش : 1625 ، از لباب 1 : 104 .
( 6 ) . ش . ش : 1594 ، از لسان الميزان 7 : 258 .
( 7 ) . ش . ش : 1219 . از همين جا .
( 8 ) . ش . ش : 1958 ، از همين جا .
( 9 ) . ش . ش : 2277 . از تاريخ بخارى 7 : 212 .
( 10 ) . ش . ش : 1316 . از انساب ص 1158 .
( 11 ) . ش . ش : 2944 . از انساب ص 138 .
( 12 ) . ش . ش : 3134 . از تاريخ بغداد ص 1348 .
( 13 ) . ش . ش : 3082 .
( 14 ) . ن . ك : چ ع 1 : 136 : 8 .
( 15 ) . ش . ش : 2639 . از انساب ص 137 ، لباب 1 : 296 .
( 16 ) . ش . ش : 642 .