تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
خاورش نيزارها و كوهستانى است كه تركان بيانانى در آن مىزيند . و بر كوهستان باشغرد « 1 » و بجناكيه « 2 » و دو شهر سرار « 3 » و بلغار و روس و سقلابيان و بلغريان و به درياى محيط پايان مىيابد . پشت اين اقليم مردمى اندك چون « ايسو » « 4 » ، « ورانك » « 5 » ، « يوره » « 6 » و مانند ايشان مىزيند . مرز جنوبى اين اقليم كه همان مرز شمالى اقليم ششم است ، به سوى خوارزم و طرابزنده ، از خاور تا باختر كشيده است . و مرز [ 35 ] شمالى آن در سرزمين‌هاى دور سقلابى در خاور و تركان ناحيه پشت شمال خوارزم است . ميانهء آن در « اللان » است و شهرى معروف ندارد . بلندترين روز ايشان در آغاز اقليم پانزده ساعت و سه چهارم و در ميانهء آن شانزده ساعت و در پايان شانزده ساعت و يك چهارم است . درازاى ميانهء اقليم از خاور به باختر شش هزار و هفتصد و هشتاد ميل و پنجاه و چهار دقيقه و پهناى آن يكصد و هشتاد و پنج ميل و بيست دقيقه است . همهء مساحت آن يك ميليون و بيست و چهار هزار « 7 » و هشتصد و بيست و چهار ميل و چهل و نه دقيقه است . اين اقليم از ديدگاه ايرانيان از آن ماه و از ديدگاه روميان از آن بهرام ( مريخ ) است و نام فارسى اين اقليم ماه است ، و از برجها خرچنگ ( سرطان ) را دارد . پايان اين اقليم پايان آبادانى جهان است ، پشت ايشان جز گروهى گمنام و فقير و وحشى كسى زيست نمىكند . %

هر يك از دوازده برج كدام شهرها را دارد ؟ « 8 »

1 - بره - حمل : داراى بابل ، فارس ، آذربايجان ، اللان ، فلسطين است . 2 - گاو - ثور : داراى ماهان ، همدان ، كردان كوهى « 9 » ، مدين ، جزيرهء قبرس ، اسكندريه ، قسطنطينيه ، عمان ، رى ، فرغانه است و در شهرهاى هرات و سگستان نيز شريك مىباشد . 3 - دو پيكر - جوزا : داراى گرگان ، گيلان ، ارمنستان ، موقان ، مصر ، برقه ، برجبان است و در كرمان و اصفهان نيز شريك است . 4 - خرچنگ - سرطان : داراى ارمنستان كوچك ، خراسان خاورى ، بخشى از افريقيه ، هجر ، بحرين ، ديبل ، مرو رود است و در آذربايجان و بلخ نيز شريك است . 5 - شير - اسد : داراى تركستان تا ياجوج و پايان آبادانى آنجا ، عسقلان ، بيت المقدس ، نصيبين ، ملطيه ، ميسان ، مكران ، يديلم ، ايرانشهر ، طوس ، صعيد و ترمذ است . 6 - خوشه - سنبله : داراى اندلس ، جزيرهء كريت ( اقريطش ) ، پايتخت حبشه ، جرامقه ، شام ، فرات ، جزيره ، ديار بكر ،
هامش
( 1 ) . باشخرت ( تفهيم . ص 200 ) . ( 2 ) . بجناك ( تفهيم ) . ( 3 ) . سوار ( تفهيم ص 200 از حدود العالم ) . ( 4 ) . اسيو ( تفهيم ص 200 ) . ( 5 ) . ورنك چ ع 1 : 20 : 16 ترجمه ص 18 . ( 6 ) . بوره ( تفهيم . ص 200 ) . ( 7 ) . متن : الف الف ميل و مائتا الف ميل و اربعة و عشرون الف ميل و ثمانماية و اربعة و عشرون ميلا . . . همچنانكه دربارهء اقليم سوم گفتم : بايد كلمهء [ مائتا الف ] افزايشى از رونويس كنندگان باشد . ( 8 ) . پيوند دوازده برج با شهرهاى هفت اقليم را بيرونى در تفهيم با اندكى اختلاف در جدولى نهاده است ( ن . ك . تفهيم . چ جلال همائى ص 335 ) . گويا دولت كنونى تركيه كه خواهان نابودى كردان است به جاى اين كلمه « تركان كوهى » به كار مىبرد . ( 9 ) . متن : الأكراد الجبليون . گويا .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 32 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى