جنگ را از يك سو يا دو سو آغاز كنيد و در بالاى قلهها و فراز تپهها ، ديدهبانهايى بگماريد تا مبادا دشمن از جايى كه مىترسيد يا از سويى كه بيم نداريد ، ناگهان بر شما يورش آورد و بدانيد كه پيشاهنگان سپاه ديدبان لشكريانند و ديدبانان ، طلايهداران سپاهند . از پراكندگى بپرهيزيد ؛ هرجا فرود مىآييد ، باهم فرود بياييد و هرگاه كوچ مىكنيد همه باهم كوچ كنيد و چون تاريكى شب شما را پوشاند ، نيزهداران را پيرامون لشكر بگماريد و نخوابيد مگر اندك ، چونان آب در دهان چرخاندن و بيرون ريختن .
واژهشناسى
المعسكر : اردوگاه .
الأشراف : جاهاى بلند .
قبلها : مناطق پيشرو .
سفاح الجبال : پايينترين قسمت كوهها ، درهها .
أثناء الأنهار : پيچوخمهاى رودخانهها .
الرّدء : يارى ، كمك .
المردّ : كنار زدن و پس راندن .
الصياصى : بلندىهاى زمين .
المناكب : ارتفاعات ، بلندىها .
الهضاب : كوهها .
الكفّه : سربالا .
غرارا : كم ، اندك .