إلا : در اصل « أن » + « لا » بوده است كه « أن » ادات شرط و « لا » لاى نفى است .
جانبا : ظرف مكان ( قيد مكان ) و منصوب است .
مكرهين ، ثائرا : حال هستند .
جزعا : مفعولله براى فعل « لتدعونى » مىباشد و بر خلاف تصور برخى از شارحان نهج البلاغه تميز نمىباشد .
إلى كتاب اللّه : جارومجرور و متعلق به فعل « تدعونى » است .
شرح و تفسير
امام عليه السّلام نامهاى به اين مضمون براى معاويه نوشت : ( و كيف انت صانع إذا تكشّفت عنك جلابيب ما أنت فيه من دنيا قد تبهّجت بزينتها ) فريب لذتهاى اين دنيا را مخور كه مرگ پيش روى تو است و دوره پس از آن مصيبتبارتر و تلختر است . بنابراين اگر به راستى از مؤمنان باشى قبل از آنكه كار از كار بگذرد ، از اين امر ( حكومت ) كنارهگيرى كن ! فريب كسى را نخور كه مىخواهد تو را نابود و گمراه كند ! امام على عليه السّلام مىداند كه معاويه زندگىاش را به اين دنيا فروخته است و هيچ چيزى جلودار او در اين كار نيست . منظور امام عليه السّلام فقط اتمام حجت است . در عبارتى از امام عليه السّلام از آگاهى وى از حقيقت معاويه و نوميدى از هدايت وى ياد شده است : ( فإنك مترف قد أخذ الشيطان منك مأخذه و بلغ فيك أمله و جرى منك مجرى الروح و الدم ) امام عليه السّلام به اين واقعيت اشاره دارد كه انسان هرچه در لذتها بيشتر فرورود ، بيشتر از معنويات دور مىشود و شهوات و هواى نفس در نهاد او ريشه مىدواند . اين