و در نتيجه عدم تحصيل استطاعت مستلزم ظلم بر مولى نيست و ميزان در استحقاق عقاب هم تحقق عنوان ظلم است از عبد نسبت به مولى كه ظلم عقلا قبيح است بخلاف ما نحن فيه كه باب موقتات باشد .
9 - المقدمة العبادية
امر نهم و آخرين امر از امورى كه در رابطه با مقدمهء واجب بيان مىكنند مربوط به بحث مقدمات عباديه است .
جناب مظفر ( ره ) مىفرمايد : از طرفى هنگامى كه ما به شريعت مقدسه مراجعه مىكنيم مىبينيم :
اولا : به دلايل فراوانى ثابت شده كه برخى از مقدمات ، مقدمهء عباديه هستند و مقدميت از براى واجب ندارند مگر اينكه به قصد قربت اتيان شوند .
ثانيا : بدلائل فراوانى ثابت شده كه بر اينگونه مقدمات مستقلا و جداى از ذى المقدمه ثواب مترتب است :
الوضوء نور و الوضوء على الوضوء نور على نور و مقدماتى كه داراى اين دو خصيصه باشند منحصرا عبارتند از : طهارات ثلاث يعنى وضوء و غسل و تيمم از طرف ديگر مادر امر سوم از اين امور تسعه گفتيم كه اولا واجبات غيريه و مقدميه ذاتا توصلى هستند يعنى هدف از انجام آنها مجرد توصل و چارهجوئى به سوى ذى المقدمه است و بهر قصدى كه انجام بپذيرد مقدميت تحقق يافته و مطلوب حاصل شده و لذا اگر از طريق غصبى هم قطع مسافت
نمايد لطمهاى به اعمال حج او وارد نمىشود و لو غصب كرده و از آن حيث عاصى و معاقب است چون قطع مسافت مقدمه است و ايضا اگر تطهير ثوب از طريق آب غصبى هم انجام بگيرد مقدميت للصلاة درست مىگردد و . . .
و ثانيا واجب غيرى بما هو واجب غيرى هيچگونه استحقاق ثوابى بر اتيان آن نيست چنان كه عقابى هم در ترك آن نيست بلكه تمام الثواب مال اتيان ذى المقدمه است و تمام العقاب هم مربوط به ترك ذى المقدمه است .
حال در اينجا دو مشكل و دو سؤال اساسى مطرح مىگردد :
1 - وجوب مقدمه يك وجوب توصلى است ، پس چگونه خصوص طهارات ثلاث مقدمهء عبادى هستند و مقدمهء واجب قرار نمىگيرند مگر به قصد قربت