مشروط تحقق مىيابند نظير استقبال الى القبله كه از آغاز تا انجام نماز شرطيت دارد و مقدمة واجب است و مانند طهارت لباس براى نماز كه از اول تا آخر نماز لازم است اين دو قسم از شرائط ( شرائط مقدم بر مشروط و مقارن با آن ) اجماعى است و مورد قبول همگان مىباشد اما در قسم سوم - كه نامش را شرط متأخر مىگذاريم - اختلاف هست . شرط متأخر عبارتست از شرطى
كه زمانا تأخر از مشروط دارد و بعد از مشروط انجام مىگيرد . حال سخن در اينست كه آيا شرط متأخر ممكن است يا محال ؟ به عبارت ديگر آيا ممكن است كه شرط شرعى از مشروطش متأخر باشد زمانا و يا ممكن نيست ؟
گروهى از محققين اصوليين از قبيل ميرزاى نائينى و شيخ انصارى ( رحمة اللّه عليهم ) قائل به استحاله شدهاند و گروهى ديگر از قبيل صاحب جواهر ، صاحب عروه و جناب آخوند و . . . ( رحمة اللّه عليهم ) قائل به امكان شدهاند .
دستهء اول كه قائل به استحاله شدهاند ، شرائط شرعيه را به شرائط عقليه قياس نمودهاند و گفتهاند : همان گونه كه در شرائط عقليه محال است كه شرط زمانا متأخر از مشروط باشد فهكذا در شرائط شرعيه .
بيان ذلك : در مقدمات عقليه ، تأخر مقدمه از ذى المقدمه بلا اشكال محال است بدليل اينكه هيچ امر ممكنى در خارج تحقق پيدا نمىكند مگر اينكه ابتدا علت تامهء آن موجود شود ، علت تامه هم مركب از سه جزء است :
الف - مقتضى ب - شرط ج - عدم المانع .
فى المثل سوختن فرش معلول آنست كه آتشى باشد و مماس با فرش هم باشد و رطوبتى هم در كار نباشد . مادامىكه يكى از اين اجزاء سهگانه ، علت تامه موجود نشود محال است كه آن اثر ايجاد شود و متحقق گردد و همينكه علت تامه موجود شد تخلف آن اثر از علت محالست . با اين حساب ، شرط كه يكى از اجزاء علت است ، بايد قبل از معلول متحقق باشد تا معلول حاصل شود و مادامىكه شرط نيامده ، تأثيرى در كار نيست . شرط هم كه آمد معلول متحقق مىشود و ديگر حالت منتظرهاى در كار نيست كه ما منتظر باشيم كه بدنبال معلول ، شرطى متحقق شود . حال اين دسته آمدهاند
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص١٣٩