فناپذير براى جهان پايدار و از گذرگاه دنيا براى زندگى جاودانه آخرت ، توشه برگيرد ، انسان بايد از خدا بترسد ، زيرا تا لحظه مرگ فرصت داده شده ، و مهلت عمل نيكو دارد . انسان بايد نفس را مهار زند و آن را در اختيار گرفته از طغيان و گناهان بازدارد و زمام آن را به سوى اطاعت پروردگار بكشاند .
واژهشناسى
فى نفس البقاء : فرصت و وسعت .
المهل : مهلت .
معمر الى اجله : تا زمان رسيدن اجل زنده است .
زمها بزمامها : زمامش را كشيد و برد .
ساختار ادبى
فاعملوا : حرف فاء براى نتيجهگيرى است .
و انتم : واو حاليه است .
فاخذ امرء : بدل از « امرؤ » است . همچنين ممكن است خبر براى مبتداى محذوف باشد : « الناجى امرؤ خاف » .
امرء الجم نفسه : مانند قبلى است .
درباره تلاش و كاهلى
( فاعملوا و أنتم في نفس البقاء ) انسان از اعضا و ويژگىهاى اخلاقى برخوردار است و حواس و نيروهايى دارد كه مىتواند با آنها بشنود و ببيند و كار و تلاش كند و دوست و دشمن بدارد . اين مجموعه همانند كارخانهاى بزرگ است كه به توليد مشغول است . برخى با استفاده درست از اين