خود به گنهكاران ياد مىدهد كه در پاسخ به بازخواست خداوند ، كرم و بخشش او را پيش كشند . اين نظر نادرست است ؛ زيرا خداوند ممكن نيست كه از معصيت نهى كند و در عينحال خود به آن تشويق كند . امام ، مفهوم كرم در اين آيه را به بردبارى و دادن مهلت تفسير مىكند . خداوند به گنهكاران مهلت مىدهد و در كيفرشان شتاب نمىكند و اگر چنين نبود ، هيچ جنبندهاى بر زمين نمىماند . او به گنهكار مهلت مىدهد و حتى به او نعمت بيشتر مىبخشد تا كه شايد به راه درست بازگردد و از گمراهى خويش دست كشد . بنابراين معناى آيه آن است كه اى انسان ! به بردبارى و حلم خداوند غره نشو كه اين هشدار و آزمايشى براى تو است . در مناجاتى از امام زين العابدين عليه السّلام به عبارات زيبايى در اينباره برمىخوريم . « 1 »
( يا أيّها الإنسان ما جرّأك على ذنبك و ما غرّك بربّك و ما أنّسك بهلكة نفسك ) امام عليه السّلام از دردهاى مردم آگاه است و از آن رنج مىبرد ؛ حتى عذاب گنهكاران در آخرت نيز براى امام عليه السّلام سخت است و به دليل شدت و بزرگى آن عذاب ، رنج بيشترى از آن مىكشد . ازاينرو با زبانى نرم و مهربان با گنهكار سخن گفته و او را از راه سوال و استفهام از كار بد خويش بازمىدارد :
چگونه از آفريدگار خود روى گرداندهاى و به درگاه ديگرى رو كردهاى ؟ و چه چيزى تو را بر اين گمراهى و افتادن به دام نابودى گستاخ ساخته است ؟
( أما من دائك بلول أم ليس من نومتك يقظة ) تا چه هنگام در اين سرازيرى گمراهى خواهى لغزيد و آيا هنگام بيدارى تو فرا نرسيده است ؟ ! ( أما ترحم من
هامش
( 1 ) . دعاى شانزدهم .