جلدك : تو را بردبار مىسازد .
تورطت : گرفتار گشته و راهى براى رهايى نمىيابى .
الكرى : چرت . برخى نيز آن را به معناى خواب دانستهاند كه نادرست است .
الكنف : سايه و كناره .
ساختار ادبى
ادحض : خبر براى مبتداى محذوف و در اصل چنين بوده است : « هو ( الانسان ) ادحض » .
حجة ، معذرة ، جهالة : تميز هستند .
ما جرأك : « ما » براى استفهام انكارى و مبتدا و محلا مرفوع است . جمله بعد از آن نيز خبرش است .
فلربما : لام زايد و « ما » كافة است .
رحمة : مفعول له براى « تبكى » است .
مطرف : ظرف و منصوب است .
مهلتهاى فراموشنشدنى خداوند
امام عليه السّلام اين آيه را تلاوت مىكند :
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ
« 1 » سپس مىفرمايد : ( أدحض مسئول حجّة و أقطع مغترّ معذرة لقد أبرح جهالة بنفسه ) به راستى چه عذر و بهانهاى براى كسى است كه گستاخانه در بارگاه خداوند معصيت مىكند ؟ برخى به آيه پيش گفته استناد كردهاند و گفتهاند كه خداوند
هامش
( 1 ) . « اى انسان ، چه چيز تو را در برابر پروردگار كريمت مغرور ساخته است . » انفطار / 82 : 6 .