ساختار ادبى
ما أشدّ اعتدال : « ما » مبتدا و ادامه جمله خبر آن است . « أشدّ » فعل ماضى و فاعل آن مستتر و « اعتدال » مفعول آن است .
أذلّ ، إخوان ، عالة : حال هستند .
دارا ، قرارا : تميز هستند .
في بلاء أزل : جار و مجرور متعلق به محذوف و حال براى « الكثرة » است .
اسراييل
( فاعتبروا به حال ولد إسماعيل و بني إسحاق و بني إسرائيل . . . ) اسماعيل فرزند ابراهيم خليل از هاجر ، و اسحاق فرزند آن حضرت ، از ساره بود . اسراييل نام يعقوب فرزند اسحاق است . درباره وجه نامگذارى اسراييل در تورات چنين آمده است : « . . . خدا شبى بر يعقوب داخل شد و با او تا صبح كشتى گرفت و هيچ يك نتوانست ديگرى را چيره سازد . آنگاه خدا لقب اسراييل به معناى كشتى گيرنده با خدا را به او بخشيد و با اعطاى اين لقب ، قدرت او را به رسميت شناخت » « 1 » اسراييل دوازده فرزند داشت : شمعون ، راؤبين ، لاوى ، يهوذا ، يساكر ، زبولون ، جاد ، اشير ، دان ، نفتالى ، بنيامين و يوسف صدّيق . « 2 » اينان و فرزندانشان بهجز حضرت يوسف ، همگى مجرم و به گواهى تورات و انجيل و قرآن از قاتلان پيامبران بودند . نخستين جنايت آنان تلاش براى كشتن يوسف به سبب حسادت ورزيدن به پاكى و طهارتش بود . پس از آن
هامش
( 1 ) . سفر پيدايش ، فصل 32 .
( 2 ) . توحيد و تثليث ، بلاغى : 47 . عهد قديم و جديد : 1 / 79 .