الجوار : در اينجا منظور امان و عهد است .
الذّمام : پيمان و عهد .
المثلات : عقوبتها .
ساختار ادبى
اللّه : بنا بر تحذير منصوب شده است .
لا عالما و لا مقلّا : بدل مفصل از مجمل است و « احدا » مبدل منه است .
ما حرس : « ما » از نوع مصدريه است و فعل را تاويل به مصدر مىبرد كه مبتدا خواهد بود .
عن ذلك : خبر مقدم براى مبتداى پيش گفته است .
تسكينا : مفعول له براى « مجاهدة » و يا « حرس » است .
تواضعا : مفعول له براى « تعفير » است .
تصاغرا : مفعول له براى « التصاق » است .
تذللا : مفعول له براى « لحوق » است .
غيركم : بنا بر استثنا منصوب شده است .
أموالا : تميز است .
أن تكون : تأويل به مصدر مىرود و مجرور به « من » محذوف است .
شرح و تفسير
( فاللّه اللّه في عاجل البغي و آجل و خامة الظلم و سوء عاقبة الكبر . . . ) « بغي » به معناى ظلم و ستم است و « كبر » به حالتى گفته مىشود كه انسان خود را فراتر