شجاعان خاندان عرب و سران قبائل در آنها از يكديگر پيشى مىگرفتند ، يعنى اخلاق پسنديده ، بردبارى به هنگام خشم فراوان و كردار و رفتار زيبا و درست و خصلتهاى نيكو ؛ پس تعصّب ورزيد در حمايت كردن از پناهندگان و همسايگان وفادارى به عهد و پيمان ، اطاعت كردن از نيكىها ، سرپيچى از تكبّر و خودپسندىها ، تلاش در جود و بخشش ، خوددارى از ستمكارى ، بزرگ شمردن خونريزى ، انصاف داشتن با مردم ، فروخوردن خشم و پرهيز از فساد در زمين ، تا رستگار شويد .
از كيفرهايى كه بر اثر كردار بد و كارهاى ناپسند بر امّتهاى پيشين فرود آمد خود را حفظ كنيد ، و حالات گذشتگان را در خوبىها و سختىها به ياد آوريد و بترسيد كه همانند آنها باشيد .
واژهشناسى
التّساور : درگيرى و زدوخورد .
لا تكدي : از جنگ بازنمىدارد .
لا تشوي : ضرباتش به خطا نمىرود .
الطّمر : پيراهن مندرس .
الخشوع : فروتنى دل كه در اينجا كنايه از خوارى و ذلت است .
الخيلاء : كبر و غرور .
النواجم : جمع « النجم » ، به هر چيزى مانند ستاره گفته مىشود كه رخ مىنمايد و ظاهر مىشود .
القدع : بازداشتن .
تليط : مىچسبد .