بود فرمود : اى برادر كلبى ، اين اخبارى كه اطّلاع مىدهم علم غيب نيست ؛ علمى است كه از دارنده علم غيب ( پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ) آموختهام . همانا علم غيب علم قيامت است و آنچه خدا در گفته خود آورده كه « علم قيامت در نزد خداست ، خدا باران را نازل كرده و آنچه در شكم مادران است مىداند ، و كسى نمىداند كه فردا چه خواهد كرد و در كدام سرزمين خواهد مرد » ؛ پس خداوند سبحان ، از آنچه در رحم مادران است ، از پسر يا دختر ، از زشت يا زيبا ، سخاوتمند يا بخيل ، سعادتمند يا شقى آگاه است و از آن كسى كه آتشگيره آتش جهنّم است يا در بهشت همسايه و دوست پيامبران است . او از همه اينها آگاهى دارد . اين است آن علم غيبى ( ذاتى ) كه غير از خدا ، كسى نمىداند . جز اينها ، علومى است كه خداوند به پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله تعليم داده ( علم غيب اكتسابى ) و او به من آموخته است . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله براى من دعا كرد كه خدا اين دسته از علوم و اخبار را در سينهام جا دهد و اعضاء و جوارح بدن من از آن پر گردد .
واژهشناسى
اللّجب : فرياد .
القعقعة : صدا .
حمحمة الفرس : صداى اسب به هنگام درخواست يونجه يا مشاهده آشنايى .
السّكك : راهها .
المجانّ : جمع « مجن » به معناى سپر .
مطرّقة : قرار دادن دو يا چند سپر بر روى هم .