كتاب خدا را به شما آموختم و راه و رسم استدلال را به شما آموزش دادم و آنچه را كه نمىشناختيد ، به شما شناساندم و دانشى را كه به كامتان سازگار نبود ، جرعهجرعه به شما نوشاندم . اى كاش نابينا مىديد و خفته بيدار مىشد ! سوگند به خدا چه نادان مردمى كه رهبر آنان معاويه و آموزگارشان پسر نابغه ( عمروعاص ) باشد .
واژهشناسى
أمهلتم : با شما مدارا و مهربانى شد .
خضتم : در باطل غور كرديد .
خرتم : سست گشتيد و هراسيديد .
أجئتم : برده شديد .
المشاقّة : درگيرى و نزاع . در اينجا منظور جنگ است .
نكصتم : به عقب بازگشتيد و يا در جاى خود نشستيد .
قال : بيزار .
تشحذكم : حركات و اقدامهايتان .
تريكة الإسلام : بازمانده و پيامد جهاد در راه اسلام .
فاتحتكم : شما را داورى كردم .
ساختار ادبى
لا أبا : حرف « لا » از نوع نفى جنس است و « أب » اسم آن است . فتحه روى « أب » نيز اشباع شده و به صورت الف خوانده شده است .
لغيركم : خبر است .
بكم : جار و مجرور متعلق به « كثير » است .