دخلة : باطن و نهان افراد .
المعتام : برگزيدهشده .
العقائل : زنان محترم .
أشراط : نشانهها .
الغربيب : سياه پررنگ . در اينجا منظور گمراهى و كوردلى است .
ساختار ادبى
غير معدول : حال براى « اللّه » است .
أشراط : نائب فاعل « موضّحة » است .
غربيب : نائب فاعل « المجلوّ به » است .
شرح و تفسير
( لا يشغله شأن ) قدرت و علم خداوند همانند رحمتش ، همهچيز را پوشش مىدهد ؛ چه اينكه نسبت همه اشياء به او يكسان است و دور و نزديك و خرد و كلان براى او تفاوتى نمىكند . بنابراين نمىتوان گفت كه او به كارى يا زمينهاى بيشتر از ديگرى مشغول است : « پروردگارا رحمت و دانش [ تو بر ] هرچيز احاطه دارد . » « 1 » ( و لا يغيّره زمان ) او واجب الوجود است و قبل و بعد درباره او معنا ندارد . ( و لا يحويه مكان ) او جسم نيست تا مكان داشته باشد . ( و لا يصفه لسان ) هيچكس از ذات خداوند آگاهى ندارد تا بتواند او را توصيف كند . ذات خداوند به هيچچيز ديگرى شبيه نيست و در هيچ يك از ماهيت و صفات با ديگرى مشاركت ندارد . خداوند تنها از راه
هامش
( 1 ) .رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماًغافر / 40 : 7 .